close
تبلیغات در اینترنت
شیعه وسنی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 582
  • کل نظرات : 79
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 26
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 100
  • بازديد ديروز : 110
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 37
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 638
  • بازديد ماه : 1,729
  • بازديد سال : 6,596
  • بازديد کلي : 91,984
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.5.6
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

    ساعت فلش مذهبی

    استخاره آنلاین با قرآن کریم
    
     پخش زنده حرم

امام سجاد عليه السلام فرمود:

سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي باشد و از سختي ها صحراي محشر در امان است:

اوّل آن كه در كارگشايي و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.

دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي باشد.

سوّم قبل از عيب جويي و بازگويي عيب ديگران، سعي كند عيب هاي خود را برطرف نمايد. (1)

امام سجاد عليه السلام فرمود:

سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگويي و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهايي كردن كه براي آخرت و دنياي انسان مفيد باشد و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. (2)

امام سجاد عليه السلام فرمود:

هركس داراي چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ملاقات مي كند كه از او راضي و خوشنود است:


ادامه مطلب

 

وجود مقدس امام سجاد سلام الله عليه در چهارم شعبان المعظم سال سي و هشت هجري قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي ايشان مولانا حضرت ابا عبدالله الحسين سلام الله عليه و مادر گرامي ايشان حضرت شهر بانو سلام الله عليها مي باشد.


ادامه مطلب

ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)

 

چکيده

میراث حدیثی امامیه، ویژگیها و فضائل فراوانی را پیرامون حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در خود جای داده است. پیرامون هر یک از این فضائل، گزارشهای متعدد در این منابع به چشم می آید. علاوه بر آن، در خصوص هر یک از اینها، گزارشهای معتبر از منظر دانش حدیث وجود دارد که تعدادی از آنها در کتاب کافی کلینی، یکی از معتبرترین منبع حدیثی امامیه بازتاب دارد. این ویژگیها در یک تقسیم بندی کلی، به سه بخش طبقه بندی می شود، برخی از این ویژگیها مانند پیدایش این بانو از میوه بهشتی، به دوران پیش از خلقت او بر می گردد، تعدادی از آنها از قبیل هم سخن شدن با فرشتگان، با عالم خلقت ارتباط دارد و پاره­ای هم چون مقام شفاعت، به عالم پس از خلقت پیوند می خورد. شماری از این ویژگیها از زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و شماری دیگر را ائمه (علیهم السلام) گزارش داده اند.

ضرورت این نگارش، علاوه بر لزوم بزرگداشت این بانو، یک سری پیامدهای کلامی است که تفصیل آن را در مقدمه این نوشتار خواهید دید.


ادامه مطلب

فرا رسیدن نیمه شعبان را به همه دوستان و اشنایان تبریک عرض میکنم 

 

امیدوارم که به زودی ظهور اقا و مولاینان حضرت مهدی (ع) فرا رسد وچشمهایمان 

 

به سیمای نورانی اقا منور شود   اللهم عجل الولیک الحجه ابن الحسن عسکری

تهديد عمر بن خطاب، شبيه تهديد پيامبر در قضيه نماز جماعت است

طرح شبهه

برخي از وهابيان مي‌گويند: آن چه كه در روايات ثابت است تهديد به سوزاندن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) توسط عمربن خطاب و اين به تهديد مصلحت بوده است.

و اين تهديد همانند تهديد پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم مي‌باشد كه افرادي را كه در نماز جماعت حاضر نمي‌شدند تهديد به سوزاندن خانه‌هاي آنان كرد همان گونه كه بخاري در صحيح خود آورده است:

روی البخاري عن أبي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال وَالَّذِي نَفْسِي بيده لقد هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِحَطَبٍ فَيُحْطَبَ، ثُمَّ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَيُؤَذَّنَ لها ، ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَيَؤُمَّ الناس ثُمَّ أُخَالِفَ إلى رِجَالٍ فَأُحَرِّقَ عليهم بُيُوتَهُمْ، وَالَّذِي نَفْسِي بيده لو يَعْلَمُ أَحَدُهُمْ أَنَّهُ يَجِدُ عَرْقًا سَمِينًا أو مِرْمَاتَيْنِ حَسَنَتَيْنِ لَشَهِدَ الْعِشَاءَ.

، صحيح البخاري، ج 1، ص 231 ح 618، كتاب الْجَمَاعَةِ وَالْإِمَامَةِ، بَاب وُجُوبِ صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 -

قسم به ذاتى که جانم در دست اوست، قصد کرده‌ام تا دستور به جمع‌آورى هيزم دهم سپس مؤذن را بگويم تا اذان دهد و شخصى را براى امامت مردم مقرر نمايم و خود به خانه‌ متخلفان بروم و خانه ‌هايشان را بر آنان آتش زنم.

قسم به خداوندي كه جانم در قبضه قدرت او است اگر اين ها مي‌دانستند كه اين‌جا استخوان گوشت دار (يا به مقدارگوشت ميان دو سُم حيوان) و يا تير آموزشي تقسيم مي‌كنند در نماز جماعت حاضر مي‌شدند.

يعني اگر احساس مي‌كردند كه در كنار نماز جماعت سود دنيوي هم هست با علاقه حاضر مي‌شدند.

و مشابه اين روايات در كتب روايي شيعه نيز وارد شده اس


ادامه مطلب

درآمد

بحث از مشروعيت يا عدم مشروعيت تبرک جويي به آثار اولياي الهي و هر آنچه که به گونه‌اي به آنان انتساب دارد، همچنين اماکن مقدس و اشيايي از اين قبيل، پيشينه­اي کهن دارد ؛ اين موضوع با توجه به شبهه افکني­هاي فراوان فرقه وهابيت و مطالبه مستند­هاي آن در منابع اماميه از سوي آنان، ما را به نگارشي در اين­باره وا داشته است. نويسنده با کاوشي پيرامون موضوع تبرک، به نگارش­هاي قابل تقديري برخورده، که گاه به گونه اختصاصي (التبرک، آيت الله احمدي ميانجي؛ تبرک و جايگاه آن از ديدگاه فريقن، عبد الله اورعي مؤمني) و گاه به صورت غير اختصاصي (کشف الارتياب سيد محسن امين؛ الغدير علامه اميني؛ التوسل بالنبي و التبرک بآثاره تاليف علامه عسکري) در اين خصوص سامان يافته است.

تا آنجا که نگارنده بدان دست يافته، اين نگاشته­ها عموماً با استناد به ميراث حديثي اهل سنت بوده و نوشته­اي اختصاصي و جامع با استناد به ميراث حديثي اماميه يافت نگرديد. به همين جهت نوشتار پيش­رو صرفاً با تمرکز بر ميراث حديثي اماميه، در خصوص تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات­شان به همراه بررسي ارزش­مندي آنها بر پايه قواعد دانش رجال پرداخته است.


ادامه مطلب

مجری یکی از شبکه های وهابی مدعی شد که مراد از آیه «فاسئلوا اهل الذکر» در این زمانه سایت گوگل است.

 

تقلید از افراد خبره در زمینه خاص، از مواردی است که هر عقل بیداری بر ضرورت آن حکم می کند. چه اینکه اگر تقلید را نفی کنیم، لازم است در همه موارد خود به سراغ کسب علم رویم و این شیوه نیاز به عمر و حوصله زیادی دارد، زیرا مثلا باید در امور روزمره مانند مراجعه به دکتر و نجار و تعمیرکار و هزاران شغل و حرفه دیگر، هر شخصی خود به دنبال یادگیری آن شغل رود و این بر خلاف وجدان و سیره زندگی عقلای جامعه است.

به همین سبب مردم جامعه به تقلید روی آورده و در امور خود به شخصی که عمر خود را صرف یادگیری آن علم و حرفه و صنعت نموده، مراجعه کرده و به گفته او اعتماد می کنند. مسائل دینی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد و با توجه به مواجه شدن همه روزه انسان با مسائل شرعی و لزوم رعایت احکام دینی، یا باید همه به سراغ اجتهاد در دین بروند و یا از افرادی که در این زمینه تخصص دارند، پیروی نمایند.

این مسأله مورد اتفاق همه مسلمین جهان می باشد و بر همین اساس شاهدیم که در میان مسلمانان، مذاهب فقهی گوناگونی وجود دارد که هر یک از این مذاهب مورد استناد گروهی از مسلمانان می باشند. در این میان وهابیت به دلیل مبنای ظاهرگرایی و غیر عقلائی خود، دشمنی زیادی با تقلید از یک مذهب خاص دارد و گروه های زیادی از آنان تقلید در مسائل فقهی را حرام می دانند، و از همین روی به آنها «جماعت غیر مقلد» در مقابل سایر اهل سنت «مقلدین» نیز می گویند.

این اعتقاد باطل، وهابیت را با مشکل مواجه ساخته زیرا از سویی تقلید را حرام می دانند و از سوی دیگر، بیشتر مردم توانایی کسب اجتهاد ندارند. چنین تناقضی همواره مورد سوال افراد زیادی واقع می شود و زمانی که وهابی ها از پاسخ به این تناقض عاجز می مانند، مجبور به اعتراف به جواز تقلید می شوند.

در تایید این سخن به این فیلم اشاره می کنیم که وقتی یکی از بینندگان از مجری وهابی درباره این مسأله سوال می کند، مجری وهابی در نهایت حکم به جواز تقلید می دهد، البته برای اینکه با احکام مسلمانان هم شکل نباشند، بیان می کند از هر کسی می توان تقلید کرد حتی از آیت الله گوگل!

این مجری کم خرد وهابی حتی دست به تفسیر به رأی آیات قرآن می زند و ادعا می کند مراد از آیه «فاسئلوا اهل الذکر» در این زمان، گوگل است.
 

 

مقدمه :

در منابع شيعه صدور فرمان شهادت امام حسین علیه السلام توسط يزيد، امري قطعي است، اما اینکه در منابع اهل سنت هم به این موضوع پرداخته شده یا نه؟ سوالی است که به آن پاسخ خواهیم داد.

در ميان علماي اهل سنت افراد اندكي همچون عبدالمغيث حنبلي و ابن تيميه سعي نموده اند از يزيد جانبداري كنند و او را بي‌گناه جلوه دهند و يا حداقل او را شخصي نشان دهند كه توبه نموده اما عده ديگري ا ز علمای اهل سنت همانند شيعه معتقدند که فرمان قتل امام حسین علیه السلام توسط یزید بن معاویه صورت گرفته است. البته گزارش­هاي تاريخي اهل سنت در اين زمينه به چند دسته تقسيم مي­شود.

1ـ صدور فرمان شهادت قبل از حركت امام عليه السلام به مكه.

2ـ‌ صادر شدن دستور شهادت امام عليه السلام به والي كوفه.

3ـ بيان اصل فرمان به شهادت آن حضرت فارغ از زمان و مكان و اشخاص.

صدور فرمان قبل از حركت امام عليه السلام به مكه

از جمله منابعی که در اين زمينه سخن گفته است، کتاب الفتوح ابن عثم کوفی (متوفاي 314 هـ.ق) است وی نقل می­کند یزید طی نامه ای به والی مدینه دستور شهادت امام حسين عليه السلام را صادر كرد:

وليكن مع جوابك إليّ رأس الحسين بن عليّ، فإن فعلت ذلك فقد جعلت لك أعنّة الخيل، ولك عندي الجائزةّ والحظّ الأوفرّ والنعمة واحدة والسلام.

به همراه پاسخ این نامه سر حسین ]علیه السلام رامیخواهم اگر چنین کردی پاداش خوبی نزدما خواهی داشت.

الفتوح ،ج 3،جزء 5، ص 18


ادامه مطلب

سلام عليکم.

خسته نباشيد از شما تقاضا دارم و خواهش مي‌کنم که جواب سوال هاي بنده را مستند بدهيد. يکي از دوستان سوالاتي از بنده پرسيده و من چون اطلاع کاملي از آنها نداشتم کامل جوابش را ندادم، لطفا و خواهشا جواب هاي اين سوالات را به ايميل بنده بفرستيد و در سايت قرار دهيد.

يكي از سؤالاتش اين است: «در کتب شيعه آمده است که در وضو بايد پا را بشويي، آيا اين روايت صحيح است يانه؟

 الکافي جلد 3 صفحه 35/// وسايل الشيعه جلد يک صفحه 269»

پاسخ :

ابتدا روايت مورد نظر شما را مي نويسيم آنگاه پاسخ را ارائه خواهيم كرد. مرحوم شيخ كليني روايت را با اين سند و متن نقل كرده است:

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام. قَالَ: إِذَا نَسِيتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَكَ قَبْلَ وَجْهِكَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِكَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ بَعْدَ الْوَجْهِ فَإِنْ بَدَأْتَ بِذِرَاعِكَ الْأَيْسَرِ قَبْلَ الْأَيْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الْأَيْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْيَسَارَ وَ إِنْ نَسِيتَ مَسْحَ رَأْسِكَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَيْكَ فَامْسَحْ رَأْسَكَثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَيْكَ.

«امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه فراموش كردى و پيش از شستن صورت، دست خود را شستى، برگرديد و صورتت را بشوييد و بعد از آن دست خود را بشویيد. اگر فراموش كردى و پيش از دست راست، دست چپ را شستى، برگرد و دست راستت را بشوى و بعد از آن دوباره دست چپ را بشوى. اگر مسح سرت را فراموش كردى و به شستن پاها پرداختى، برگرد و سر خود را مسح كن و بعد از آن دوباره پاهاى خود را بشوييد.»

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج3 ص 35، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

از اين روايت مي‌توان چند پاسخ ارائه كرد:


ادامه مطلب

قبل از پاسخ دادن به اين پرسش بهتر است ابتدا مبنا و عقيده اهل سنت و وهابيت را در‌باره مسائل مربوط به معجزات و کرامات بويژه در خصوص كرامات غير انبياء بيان شود تا مشخص شود که ديدگاه اهل سنت و وهابيان درباره کرامات و معجزات اولياء الهي چيست؟ آيا اصلا صدور کرامت و معجزه از غير پيامبران در نزد آنها امکان دارد يا خير؟ و اينکه اگر پاسخ مثبت است آيا از ائمه عليهم السلام نيز در کتب آنها معجزه و کرامتي نقل شده است يا خير؟

اين مقاله داراي دو بخش مي‌باشد: بخش اول در مورد مباني اهل سنت درباره کرامت و معجزه است و بخش دوم در خصوص نقل نمونه‌هاي از کرامات ائمه عليهم السلام مي‌باشد.

بخش اول : عقيده اهل سنت و وهابيت درباره کرامات

الف: تصديق به کرامات اولياء از اصول مسلم اهل سنت است

انجام کارهاي خارق العاده و مکاشفات و تاثيرات در اين عالم و کرامات از اصول مسلمي است که اهل سنت و وهابيت آن را قبول کرده‌اند:

ابن حجر در اين‌باره گويد:

كرامات الأولياء حق عند أهل السنة والجماعة

کرامات اولياء در نزد اهل سنت حق است.

أحمد شهاب الدين ابن حجر الهيتمي المكي ( متوفاي 973هـ) ، الفتاوى الحديثية،  ص 78 ، دار النشر : دار الفكر - لا يوجد - لا يوجد ، الطبعة : لا يوجد ، تحقيق : لا يوجد

سفاريني حنبلي نيز هنگام بحث در خصوص کرامات، ابتدا اعتقاد به کرامات اولياء را واجب دانسته است:

في ذكر كرامات ألأولياء التي يجب اعتقادها ولا يجوز نفيها وإهمالها.

در ذکر کرامات اوليائي که واجب است به آن اعتقاد داشت و نفي و اهمال در خصوص آن جايز نيست.

السفاريني الحنبلي ، شمس الدين، أبو العون محمد بن أحمد بن سالم (متوفى : 1188هـ) ، لوامع الأنوار البهية وسواطع الأسرار الأثرية ج2، ص 392 ط. المكتب الإسلامي/ بيروت - دار الخاني / الرياض سنة 1411هـ- 1991م.


ادامه مطلب

خداوند در قرآن چنين مي‌فرمايد:

«اوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».

«آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است».

سوره انعام، آيه 122.

در روايات معتبر و فراوان از ائمه عليهم السلام در ذيل آيه فوق نقل شده است که مقصود از زنده شدن مرده در اين آيه، زنده شدن افراد گمراه و جاهل، توسط نور ولايت ائمه عليهم السلام است و مراد از ماندن در تاريکي، انکار و قبول نکردن ولايت و امامت آنها مي‌باشد.

در اين خصوص روايات فراواني وجود دارد همچنانکه علامه مجلسي در اين‌باره مي‌گويد:

قد مر تأويل النور بالإمام و الولاية في أخبار كثيرة.

در قبل گفتيم که در روايات زيادي، نور به امام و ولايت [ايشان بر خلق] تأويل شده است.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج‏84 ؛ ص315 دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

در ادامه به ذکر روايات در اين باب مي‌پردازيم:

روايت اول

کليني روايت معتبري را در اين خصوص از امام باقر عليه السلام نقل کرده است:

 محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن محمد بن إسماعيل عن منصور بن يونس عن بريد قال سمعت أبا جعفر ع يقول‏ في قول الله تبارك و تعالى- أو من كان ميتا فأحييناه‏ و جعلنا له نورا يمشي‏ به‏ في‏ الناس‏ » فقال ميت لا يعرف شيئا و نورا يمشي‏ به‏ في‏ الناس‏ إماما يؤتم به- كمن مثله‏ في الظلمات ليس بخارج منها قال الذي لا يعرف الإمام.

بريد گويد از امام محمد باقر عليه السلام شنيدم که در تفسير قول خداى تبارك و تعالى‏ : «آيا آن كس كه مرده بود، پس زنده كرديم او را و قرار داديم براي او را نور و روشنى كه در بين مردم با آن نور مى‏رود به آن نور در ميان مردمان» فرمود: مرده در اين آيه، كسى است كه چيزى را نمى‏شناسد. و نورى كه به آن در ميان مردمان مى‏رود، «امامى است كه به او اقتدا مى‏شود» چون كسى است كه داستانش يا خودش در تاريكى‏ها مانده كه نتواند از آن بيرون بيايد پس حضرت فرمود كه «كمن مثله في الظلمات‏ ليس‏ بخارج‏ منها» ، كسى است كه امام را نمى‏شناسد

كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية ،ج‏1 ؛ ص185، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

علامه مجلسي گويد:

الحديث الثالث عشرموثق.

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏2 ؛ ص321


ادامه مطلب

 توجه به اينکه معجزات فراواني از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل شده است در اين خصوص مي‌خواستم چند روايت معتبر از منابع شيعه برايم نقل کنيد؟

پاسخ:

در خصوص معجزات پيامبر صلي الله عليه وآله و حتي ائمه عليهم السلام در منابع اهل سنت و شيعه، موارد فراواني ذکر شده است که در مقاله جداگانه‌اي به معجزات ائمه عليهم السلام آنهم در منابع اهل سنت، پرداخته شده است که به زودي در سايت قرار داده مي‌شود اما از آنجا که سوال شما در خصوص معجزات پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله مي‌باشد، به عنوان نمونه به چند مورد، با سند معتبر اشاره مي‌کنيم:

روايت اول: اطاعت دو درخت از پيامبر (ص) و ايمان آوردن شخصي

محمد بن حسن صفار روايت معتبري را در اين خصوص نقل مي‌کند که شخص غير مسلماني از پيامبر صلي الله عليه و آله معجزه خواست تا ايمان بياورد تا اينکه حضرت به دو درخت که در کنارش بودند دستور داد تا از جاي خود حرکت کنند آنها نيز حرکت کردند آن شخص با ديدن اين معجزه ايمان آورد:

حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد و علي بن الحكم جميعا عن محمد بن أبي عمير عن حماد بن عثمان عن أبي عبد الله ع قال: إن من الناس من يؤمن بالكلام و منهم من لا يؤمن إلا بالنظر إن رجلا أتى النبي ص فقال له أرني‏ آية فقال رسول الله ص لشجرتين اجتمعا فاجتمعتا ثم قال تفرقا فافترقا  و رجع كل واحدة منهما إلى مكانهما قال فآمن الرجل‏

امام صادق عليه السلام می فرمايند: برخی از مردم به وسيله‌ي سخن، ايمان مي‌آورند و برخي ديگر جز با ديدن معجزه ايمان نمي‌آورند. روزي مردي به محضر رسول خدا رسيد و به ايشان گفت: معجزه‌اي نشانم بده. رسول خدا به دو درختي که در کنار وي بودند گفتند: کنار هم قرار بگيريد آن دو درخت در کنار يکديگر قرار گرفتند. سپس به آن دو درخت دستور داد تا از يکديگر فاصله بگيرند و آن دو فاصله گرفتند و هر کدام در جاي سابق خود مستقر شدند. آنگاه آن مرد ايمان آورد.

الصفار ، محمد بن الحسن بن فروخ وفات : 290 ، بصائر الدرجات، ص 273،  تحقيق : تصحيح وتعليق وتقديم: الحاج ميرزا حسن كوچه باغي سال چاپ : 1404 - 1362 ش  ناشر : منشورات الأعلمي – طهران چاپخانه : مطبعة الأحمدي - طهران


ادامه مطلب

سلام عليکم.

خسته نباشيد از شما تقاضا دارم و خواهش مي‌کنم که جواب سوال هاي بنده را مستند بدهيد. يکي از دوستان با مشاهده‌ي شبكه‌هاي ماهواره‌ي، سوالاتي از بنده پرسيده و من چون اطلاع کاملي از آنها نداشتم کامل جوابش را ندادم، لطفا و خواهشا جواب هاي اين سوالات را به ايميل بنده بفرستيد و در سايت قرار دهيد.

يكي از سؤالاتش اين است: «در کتب شيعه آمده است كه گوشت الاغ و همچنين متعه در جنگ خیبر تحريم شد؟ آيا اين روايت صحيح است يانه؟

 الاستبصار طوسي جلد 2 صفحه 142»

پاسخ  اول:

روايت مورد سؤال شما را مرحوم شيخ طوسي در كتاب «تهذيب و استبصار» اين گونه آورده اين است:

محمد بن يحيى عن أبي جعفر عن أبي الجوزا عن الحسين بن علوان عن عمرو بن خالد عن زيد بن علي عن آبائه عن علي عليهم السلام قال : حرم رسول الله صلى الله عليه وآله يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية ونكاح المتعة.

از علي عليه السلام نقل شده كه فرمود: رسول خدا صلي الله عليه وآله در روز خيبر گوشت الاغ اهلي و نكاح موقت را حرام كرد.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى460هـ)، تهذيب الأحكام، ج 7، ص252، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌1365 ش .

متن روايت فوق از نظر علماي شيعه مورد قبول نيست؛ زيرا اين روايت از روي تقيه صادر شده است. از اين رو، هيچ يكي از علماي شيعه بر اساس آن فتوا نداده اند.

مرحوم شيخ طوسي بعد از نقل اين روايت مي فرمايد:

فان هذه الرواية وردت مورد التقية وعلى ما يذهب إليه مخالفوا الشيعة ، والعلم حاصل لكل من سمع الاخبار ان من دين أئمتنا عليهم السلام إباحة المتعة فلا يحتاج إلى الاطناب فيه . وإذا أراد الانسان ان يتزوج متعة فعليه بالعفائف منهن العارفات دون من لا معرفة لها منهن.

اين روايت از روي تقيه و بر طبق مذهب مخالفان شيعه وارد شده است. كساني كه روايات شيعه را شنيده اند، برايش علم حاصل مي شود كه جواز ازدواج موقت در تعاليم ائمه ما مي باشد؛ بنابراين نياز به بحث طولاني در اين زمينه نيست. وقتي انسان بخواهد ازدواج موقت كند، بايد با زنان عفيف و پاكدامن ازدواج كند نه با كساني كه نسبت به عفت شان شناختي ندارند.

الشيخ الطوسي، تهذيب الأحكام، ج 7، ص252

و در كتاب استبصار نيز مي‌گويد:

فَالْوَجْهُ فِي هَذِهِ الرِّوَايَةِ أَنْ نَحْمِلَهَا عَلَى التَّقِيَّةِ لِأَنَّهَا مُوَافِقَةٌ لِمَذَاهِبِ الْعَامَّةِ وَ الْأَخْبَارُ الْأَوَّلَةُ مُوَافِقَةٌ لِظَاهِرِ الْكِتَابِ وَ إِجْمَاعُ الْفِرْقَةِ الْمُحِقَّةِ عَلَى مُوجَبِهَا فَيَجِبُ أَنْ يَكُونَ الْعَمَلُ بِهَا دُونَ هَذِهِ الرِّوَايَةِ الشَّاذَّةِ.

توضيح پيرامون اين روايت اين است كه آن بر تقيه حمل مي كنيم؛ زيرا با مذاهب اهل سنت موافق است. رواياتي نيز كه قبل از اين روايت نقل شد،‌ موافق با ظاهر قرآن است و اجماع فرقه بر حق شيعه نيز بر طبق همان روايات قبل از اين است. بنابراين واجب است به آن روايات عمل كنيم نه اين روايت شاذ (تك و خلاف قاعده).

الشيخ الطوسي، الاستبصار، ج 3، ص 142

مرحوم شيخ حر عاملي نيز بعد از نقل روايت مي‌گويد:

أقول : حملت الشيخ وغيره على التقية - يعني في الرواية - لان إباحة المتعة من ضروريات مذهب الإمامية ، وتقدم ما يدل على ذلك، ويأتي ما يدل عليه ...

مي‌گويم: شيخ و غير ايشان اين روايت را بر تقيه حمل كرده اند؛‌ زيرا حلال بودن متعه از ضروريات مذهب شيعه است و رواياتي كه بر اين مطلب دلالت مي‌كند، قبل از اين آمد و در ادامه نيز دلايلي كه بر جايز بودن ازدواج موقت دلالت مي كند، مي آيد. ...

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاى1104هـ)، تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، ج 21، ص 12، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، 1414هـ.

پاسخ دوم:

بر فرض صحت سند و بر فرض اين كه از روي تقيه هم صادر نشده باشد، چون متن روايت موافق با روايات اهل سنت و مخالف روايات صحيح ديگر شيعه و عقيده‌ي شيعه است، اين روايت براي ما ارزشي ندارد و مورد قبول نيست.

 

توضيح سؤال:

سلام عليکم.

قضيه‌ي جسارت خليفه دوم به حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها در ماجراي پس گرفتن قبالهي فدک، در کتب اهل سنت به چه شکل نقل شده است؟ (لطفا عبارات و جملات عربي کتب اهل سنت را هم ذکر نماييد.) با تشکر..

پاسخ

در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده است كه حضرت زهرا سلام الله عليها جهت مطالبه‌ي فدك، نزد ابو بكر رفت و پس از گفتگو و اقامه‌ي شاهدان، ابو بكر نامه‌ي را براي عاملش در فدك جهت برگشت آن براي حضرت زهرا سلام الله عليها نوشت؛ اما عمر آن را از حضرت زهرا سلام الله عليها گرفت و پاره كرد.

 روايات فريقين در گزارش اصل اين ماجرا (يعني پاره شدن سند به دست عمر) موافق هستند. در روايات شيعه جزئيات جزئيات ديگري نيز نقل شده كه با مطالعه‌ي متون روايات، مطلب بيشتر روشن خواهد شد؛ از اين رو، ضروري است كه موضوع مورد سؤال را در هردو منبع بررسي نماييم:

الف: منابع اهل سنت

سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي‌گويد: پس از اين كه ابو بكر سخنان شاهدان حضرت زهرا سلام الله عليها را شنيد، نامه‌ي رد فدك را براي آن حضرت نوشت؛ اما عمر از راه رسيد و آن نامه را پاره كرد. حلبي شافعي در كتاب «السيرة الحلبيه» سخنان سبط ابن جوزي را اين‌گونه نقل كرده است:

«وفى كلام سبط ابن الجوزي رحمه الله أنه رضي الله تعالى عنه كتب لها بفدك ودخل عليه عمررضى الله تعالى عنه فقال ما هذا فقال كتاب كتبته فاطمه بميراثها من أبيها فقال مماذا تنفق على المسلمين وقد حار بتك العرب كما ترى ثم اخذ عمر الكتاب فشقه

«در كلام سبط بن جوزي آمده است كه ابو بكر براي فاطمه [سلام الله عليها] سند و نامه‌ي براي ايشان در باره‌ي فدك نوشت. در همين هنگام، عمر بر ابو بكر وارد شد و گفت اين چيست؟ ابو بكر گفت: نامه‌ي است كه براي فاطمه در مورد ميراثش از پدرش نوشته ام. عمر گفت: از كدام منبعي براي مردم انفاق خواهي كرد در حالي كه عرب عليه تو بپا خواسته اند؟ سپس نوشته را از فاطمه گرفته و آن را پاره كرد.»

الحلبي، علي بن برهان الدين _متوفاى1044 ق_، السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، ج 3، ص 488، ناشر: دار المعرفة - بيروت – 1400.

طبق گزارش فتح الدين حنفي در كتاب «فلك النجاة» از سخنان سبط ابن جوزي، حضرت زهرا سلام الله عليها با ابو بكر در حالي كه او روي منبر بود، گفتگو كرد و ابوبكر بعد از منبر، نامه‌ي رد فدك را نوشت:

«الرابع عشر: قال (السيد) في رسالة (الزهراء) ناقلا عن الإمام نور الدين علي بن برهان الحلبي الشافعي في كتاب (إنسان العيون في سيرة الأمين والمأمون): قال سبط ابن الجوزي في تذكرة خواص الأمة: جاءت فاطمة بنت رسول الله (ص) إلى أبي بكر، وهو على (المنبر) فقالت يا أبا بكر أفي كتاب الله أن ترث أبيك، ولا أرث أبي، فاستعبر أبو بكر باكيا ثم قال بأبي أبوك، وبأبي أنت، ثم نزل فكتب لها (بفدك)، ودخل عليه عمر فقال ما هذا قال كتبته لفاطمة ميراثها من أبيها، فقال فماذا تنفق على المساكين، وقد حاربتك العرب، ثم أخذ عمر الكتاب فشقه. (وكذا في السيرة الحلبية).»

«چهاردهم: سيد در رساله «الزهرا» از حلبي شافعي در كتاب «انسان العيون في سيرة الأمين والمأمون»، نقل كرده كه سبط ابن جوزي در كتاب «تذكرة خواص الامه» گفته است: فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه [وآله] نزد ابو بكر آمد در حالي كه او روي منبر بود. فرمود: اي ابو بكر آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ميراث ببري و من از پدرم ارث نبرم؟ ابو بكر به گريه افتاد و گفت: پدرم فداي پدرت و شما باد. از منبر پايين آمد و نامه‌ي رد فدك را براي ايشان نوشت.

عمر بر ابو بكر وارد شد و گفت اين چيست؟ ابو بكر گفت: براي فاطمه در مورد ميراث پدرش نوشته ام. عمر گفت: از كدام منبعي براي فقيران انفاق خواهي كرد در حالي كه عرب عليه تو بپا خواسته است؟ سپس نوشته را از فاطمه گرفته و آن را پاره كرد. در سيره حلبيه نيز چنين آمده است.»

علي محمد فتح الدين الحنفي، _متوفاي1371،ق_ فلك النجاة في الإمامة والصلاة، ص 160، تحقيق : تحقيق وتقديم: الشيخ ملا أصغر علي محمد جعفر، چاپخانه : صدر ناشر : مؤسسة دار الاسلام، چاپ : الثانية، سال چاپ : 1418 - 1997 م


ادامه مطلب

امام ابو حنیفه، مفتی اعظم اهل سنت، همواره به زیارت امام صادق علیه السلام می‌رفته و همیشه از قبر آن حضرت طلب یاری می‌کرده است.

مفتی محمود،‌ فرزند مفتی عبد الغیور در کتاب «رد وهابی» مشهور به حجه الإسلام، صفحه شماره ۳۴ می‌نویسد:

و همچنین استاد المحدثین مایه افتخار سید المرسلین علیه الصلوه من رب العلمین عنی حضرت امام اعظم از قبر بعضی از ائمه هدی استعانت نموده اند . چنانچه حضرت مولوی علی محمد ختن و تلمیذ حضرت مولی یار محمد ملتانی محدث و مدرس لا ثانی در رساله خود می‌نویسد . در فتاوی عقائد المقتدی فی مسائل الهندی در فصل تعظیم علویه آورده:

روی عن محمد بن الحسن الشیبانی وعن أبی یوسف وعن وکیع رحمهم الله تعالی أن أبا حنیفه رضی الله تعالی عنه کان یزور أبدا قبر الإمام محمد الجعفر الصادق رضی الله عنه و یکنس علی بابه ویعطی للمجاورین فتوحا ویطلب الإستعانه منه فی الأمور.

از محمد بن حسن شیبانی و از ابو یوسف (دو شاگرد ابو حنیفه) و از وکیع نقل شده است که ابو حنیفه همیشه قبر  امام صادق را زیارت و دروازه حرم آن حضرت را جارو می‌کرد، به مجاورین آن حضرت هدیه می‌داد و از امام صادق علیه السلام در مشکلات خود کمک می‌گرفت.


ادامه مطلب

 بر اساس باور شیعی، اهل البیت علیهم السلام واسطه فیض بین خداوند و مخلوقات، هستند. از روز اول خلقت تا ابد، هر فیضی از جانب فیاض بی‌همتا و بی‌نهایت، به آفرینش می‌رسد، از طریق اهل البیت علیهم السلام بوده و خواهد بود.


شاید از دیدگاه برخی از مخالفان مکتب شیعی، این مسأله غلو و خرافه به نظر برسد و نتوانند این مطلب هضم کنند؛ اما جالب است بدانید که علما و بزرگان اهل سنت نیز گاهی بر این باور مهر تأیید زده‌اند که در برنامه راه وبیراه در مباحث وساطتت در فیض به برخی از آن‌ها اشاره کرده ایم.

شیخ احمد فاروقی سرهندی، یکی از بزرگان تاریخ اهل سنت که از او با عناوین قطب دوران، مجدد هزاره دوم !!! و … یاد کرده‌اند، در کتاب مکتوبات امام ربانی دقیقا همین باور شیعی را پذیرفته است.

این کتاب توسط عبد المجید مراد زهی خاشی، از اساتید مشهور دار العلوم زاهدان گردآوری شده است ! 
 
از آن جایی که اصل کتاب به زبان فارسی است، بدون هیچ توضیحی عین مطالب ایشان را تقدیم حق جویان و پیروان امیرمؤمنان علیه السلام می‌کنیم :


ادامه مطلب

مقدمه:

مساجد در اسلام از جايگاه والايي برخوردارند و رسول اکرم صلي الله عليه و آله نيز دستورات فراواني درباره مسجدها صادر کرده­اند که نشان دهنده‌ي احترام و اهميت فوق العاده‌ي اين مکان عبادي در نزد ايشان است. به عنوان نمونه آن حضرت مي­فرمايند:

اطفال و ديوانگان (که نظم و احترام مسجد را به هم مي­زنند) به مسجد راه ندهيد. در مسجد صدايتان را بلند نکنيد، خريد و فروش و جدال نکنيد و... .

ر ك: النوري الطبرسي، ميرزا حسين، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 381، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، 18 جلدي، چاپ اول، بيروت، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، 1408 هـ، باب كراهة البيع والشراء في المسجد، وتمكين الصبيان والمجانين منه، وانفاذ الاحكام، وإقامة الحدود ورفع الصوت فيه ، واللغو والخوض في الباطل، ح3835 / 1 .

القزويني، أبو عبدالله محمد بن يزيد، سنن ابن ماجة، ج 1، ص 247، ح750، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، کتاب المساجد و الجماعة، بَاب ما يكْرَهُ في الْمَسَاجِدِ.

در اين ميان، مسجد نبوي نه تنها از تمامي مساجد بالاتر است؛ بلکه به عقيده‌ي مسلمانان مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله بعد از مسجد الحرام از نظر شرافت در رتبه‌ي دوم قرار دارد و حتي بنا بر نظر بعضي، از مسجد الحرام نيز افضل است و مسجد الحرام در رتبه‌ي دوم قرار دارد؛ چنانچه جزيري شافعي در کتاب الفقه علي المذاهب الأربعة به اين مطلب اشاره مي کند.

ر ک: الجزيري، عبد الرحمن بن محمد عوض (المتوفى: 1360هـ)، الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 264، دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان، الطبعة الثانية، 1424 هـ - 2003 م. متن عبارت: المالكية قالوا: أفضل المساجد المسجد النبوي، ثم المسجد الحرام، ثم المسجد الأقصى وبعد ذلك المساجد كلها سواء. نعم الصلاة في المسجد القريب أفضل لحق الجوار.

از طرفي مشغول شدن به لهو و لعب، از صفاتي است که در قرآن و روايات اسلامي مورد انتقاد قرار گرفته است. تا جايي که خداوند متعال رويگرداني از کارهاي لغو را يکي از صفات مؤمنين شمرده است؛ چنان چه در قرآن کريم مي فرمايد:

وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. سوره­ي مؤمنون، آيه­ي3

اين در حالي است که در برخي از كتابهاي شش گانه اهل سنت كه نزد آنان از اعتبار بسيار زيادي برخوردارند رواياتي را نقل مي كند که به يقين با شأن وجود مقدس رسول مهرباني سازگاري ندارد و موجب توهين به آن وجود پاك مي­شود. در ضمن رواياتي تصريح شده است که نعوذ بالله رسول خدا صلي الله عليه و آله به اتفاق همسرش در مجالس رقص و آواز حاضر مي شد.

بخاري و مسلم در صحيح خود چنين مي نويسند:

حدثني أبو الطَّاهِرِ أخبرنا بن وَهْبٍ أخبرني يونُسُ عن بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَيرِ قال قالت عَائِشَةُ والله لقد رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقُومُ على بَابِ حُجْرَتِي وَالْحَبَشَةُ يلْعَبُونَ بِحِرَابِهِمْ في مَسْجِدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يسْتُرُنِي بِرِدَائِهِ لِكَي أَنْظُرَ إلى لَعِبِهِمْ ثُمَّ يقُومُ من أَجْلِي حتى أَكُونَ أنا التي أَنْصَرِفُ فَاقْدِرُوا قَدْرَ الْجَارِيةِ الْحَدِيثَةِ السِّنِّ حَرِيصَةً على اللَّهْوِ .

عايشه مي­گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديدم در حالي که درب اتاق من ايستاده بود و اهل حبشه در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله با ابزار جنگي خود (دشنه) مي­رقصيدند، پيامبر صلي الله عليه و آله مرا با عبايش پوشاند تا رقص آنان را تماشا کنم و به خاطر من آن قدر ايستاد تا اينکه من بازگشتم (از تماشاي آنان سير شدم)، پس حال دخترکان کم سن و سالي را که به لهو و لعب اشتياق دارد، رعايت کنيد.

مسلم بن حجاج نيشابوري، صحيح مسلم، ج 2، ص 609، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، کتاب صلاة العيدين، بَاب الرُّخْصَةِ في اللَّعِبِ الذي لَا مَعْصِيةَ فيه في أَيامِ الْعِيدِ

محمد بن اسماعيل البخاري، صحيح البخاري، ج 1، ص 173، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، کتاب الصلاة، ابواب المساجد، بَاب أَصْحَابِ الْحِرَابِ في الْمَسْجِدِ .

 


ادامه مطلب

در خصوص معجزات پيامبر صلي الله عليه وآله و حتي ائمه عليهم السلام در منابع اهل سنت و شيعه، موارد فراواني ذکر شده است که در مقاله جداگانه‌اي به معجزات ائمه عليهم السلام آنهم در منابع اهل سنت، پرداخته شده است که به زودي در سايت قرار داده مي‌شود اما از آنجا که سوال شما در خصوص معجزات پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله مي‌باشد، به عنوان نمونه به چند مورد، با سند معتبر اشاره مي‌کنيم:

روايت اول: اطاعت دو درخت از پيامبر (ص) و ايمان آوردن شخصي

محمد بن حسن صفار روايت معتبري را در اين خصوص نقل مي‌کند که شخص غير مسلماني از پيامبر صلي الله عليه و آله معجزه خواست تا ايمان بياورد تا اينکه حضرت به دو درخت که در کنارش بودند دستور داد تا از جاي خود حرکت کنند آنها نيز حرکت کردند آن شخص با ديدن اين معجزه ايمان آورد:

حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد و علي بن الحكم جميعا عن محمد بن أبي عمير عن حماد بن عثمان عن أبي عبد الله ع قال: إن من الناس من يؤمن بالكلام و منهم من لا يؤمن إلا بالنظر إن رجلا أتى النبي ص فقال له أرني‏ آية فقال رسول الله ص لشجرتين اجتمعا فاجتمعتا ثم قال تفرقا فافترقا  و رجع كل واحدة منهما إلى مكانهما قال فآمن الرجل‏

امام صادق عليه السلام می فرمايند: برخی از مردم به وسيله‌ي سخن، ايمان مي‌آورند و برخي ديگر جز با ديدن معجزه ايمان نمي‌آورند. روزي مردي به محضر رسول خدا رسيد و به ايشان گفت: معجزه‌اي نشانم بده. رسول خدا به دو درختي که در کنار وي بودند گفتند: کنار هم قرار بگيريد آن دو درخت در کنار يکديگر قرار گرفتند. سپس به آن دو درخت دستور داد تا از يکديگر فاصله بگيرند و آن دو فاصله گرفتند و هر کدام در جاي سابق خود مستقر شدند. آنگاه آن مرد ايمان آورد.

الصفار ، محمد بن الحسن بن فروخ وفات : 290 ، بصائر الدرجات، ص 273،  تحقيق : تصحيح وتعليق وتقديم: الحاج ميرزا حسن كوچه باغي سال چاپ : 1404 - 1362 ش  ناشر : منشورات الأعلمي – طهران چاپخانه : مطبعة الأحمدي - طهران


ادامه مطلب

ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.

 


صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.

«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي شود؛ بدين معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله اي را از زبان پيامبر يا ولي اي از اولياي خويش به گونه اي تبيين مي كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي كند در حالي كه ام الكتاب نزد اوست و خود مي داند عاقبت هر چيزي چيست.1

و در آيه اي ديگر: و بدالهم سيّئات ما كسبوا.2
بدي هايي را خود كسب كرده بودند و براي آنها مخفي بود برايشان نمايان شد.
يا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآيات.3
پس از آنكه نشانه ها را ديدند حقيقت امر بر آنها روشن شد.
اين ظهور پس از خفا، تنها براي انسان رخ مي دهد و در مورد
خداوند متعال ابداً صدق نمي كند وگرنه لازمه اش اين است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه اين امر محالي است. خداوند، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد به همه چيز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چيز در همة زمان ها و مكان ها چه حاضر باشند و چه غايب، چه موجود باشند و چه فاني و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضوري دارد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
هيچ چيزي در آسمان و زمين از نظر خداوند متعال مخفي نمي شود.5
از همين روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفي به خداوند نسبت داده مي شود:
و بدالهم من الله مالم يكونوا يحتسبون.6
خداوند آنچه را گمان نمي كردند، براي آنها ظاهر كرد.
براساس آية:خداوند چيزي را كه از آنِ مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7
و با استفاده از ديگر آيات و روايات مي توان چنين برداشت كرد كه برخي اعمال حسنه نظير: صدقه، احسان به ديگران، صلة رحم، نيكي به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و اداي حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و بركت زندگي اش را افزايش مي دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشايست اثر عكس آن را بر زندگي شخص مي گذارد.
پيش از شرح اين عبارت كه بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزي است كه از ناحية خداوند متعال براي مردم مخفي و براي خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم كه خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:


ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 مقدمه:

نکته اول: بررسی سندی روایت «الحق بعدي مع عمر»

نکته دوم: مواضع تند بزرگان اهل سنت، پیرامون روایت «الحق بعدی مع عمر»!

«عقيلي» در «الضعفاء الکبیر»:

«مقدسی» در «ذخیرة الحفاظ»:

«ذهبی» و «ابن حجر» در «میزان الاعتدال» و «لسان المیزان»:

«ابن کثیر» در «البدایه و النهایه»:

«علامه مناوي» در «التیسیر»:

«عجلوني» در «كشف الخفاء»:

«شمس الدين جزري» در «اسنی المطالب»:

«ناصرالدین البانی» در «السلسلة الضعیفة»:

نکته سوم: شواهدی بر جعلی بودن روایت «الحق بعدی مع عمر»!

الف) عدم استناد «ابوبکر» و «عمر بن خطاب» به این روایت:

ب) اعتراض مردم به ابوبکر، برای انتخاب «عمربن خطاب» به خلافت:

نکته چهارم: تعارض روايت «الحق بعدی مع عمر»، با جهل «عمر بن خطاب» به احكام ضروري!

فتوای «عمر بن خطاب» بر خلاف نص صریح قرآن:

دو خدمت بسیار خطرناک معاویه، به خلفای ثلاثه!

پیغمبر اکرم ایستاده ادرار می کرد(نعوذبالله)؟

«عمر بن خطاب» و سنگسار زن ديوانه:

جهل «عمر بن خطاب» به حديث «استيذان»:

جهل «عمر بن خطاب»، به حكم «گريه بر ميت»:

دائرة المعارفی از جهل خلیفه دوم!

مخفی ماندن حکم «تیمم» بر «عمربن خطاب»!

مخفی ماندن حکم استیذان بر عمر بن خطاب، به خاطر تجارت!

مخفی ماندن حکم «دیه انگشتان دست» بر «عمر بن خطاب»!

مخفی ماندن حکم «ارث زن از دیه شوهر»، بر عمر بن خطاب!

مخفی ماندن حکم «متعه حج»، بر عمر بن خطاب!

مخفی ماندن «جواز نامگذاری به اسم انبیاء»، بر عمر بن خطاب!

مخفی ماندن امکان از دنیا رفتن پیغمبر، بر عمربن خطاب!

هر کس بگوید پیغمبر مرده، گردن او را می زنم!!

تناقضی آشکار، در ادعای «عمر بن خطاب»!

تمام مردم داناتر از «عمر» به احکام هستند حتی زنان!

خشم شدید پیغمبر از جهل «عمر بن خطاب»!

شک شدید «عمر بن خطاب»، در نبوت پیامبر!

تعصبی شدیدتر از جهالت، در دفاع از خلیفه دوم!

 


ادامه مطلب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه:

معرفی اجمالی فرقه ضاله «وهابیت»!

هدف اصلی از تأسیس فرقه وهابیت!

مسئله «بدعت» در فرهنگ وهابیت!

نمونه هائی از اعمال مسلمانان، که وهابيت آنها را «بدعت» شمره اند:

1. صلوات فرستادن بر پیغمبر، قبل و بعد از اذن:

گناه صلوات فرستادن بر پیغمبر، از زنای با زن بدکاره بدتر است!!!

2. گفتن «صدق الله العظیم»:

3. جشن تولد و سالگرد ازدواج:

4. تسبیح با سنگریزه:

«حرمین شریفین» را اعتقادات باطل احاطه کرده است!

«صراط مستقیم»؛ راه و روش «آل شیخ» و«محمدبن عبدالوهاب» است!!

5. برگزاری مراسم میلاد پیغمبر:

قاعده «اصالة الإباحه»!

جواب جالب «سیوطی» از مسئله «احتفال»:

6. جشن میلاد انبیاء و انسانهای صالح:

7. آغاز نمودن جلسات با قرائت قرآن:

8. قرائت قرآن و دعا به صورت دسته جمعی:

9. رفت و آمد زیاد به حرم پیغمبر:

10. اهدای ثواب قرآن و نماز به رسول اکرم:

11. اهدای ثواب نماز به اموات:

12. دست کشیدن به پرده کعبه:

13. ذکر گفتن با تسبیح:

14. برگزاری جشن تولد نوزادان:

15. برگزاری سالگرد ازدواج:

بررسی واژه «بدعت» در لغت و اصطلاح:

تأثیر اعتقادات «ابن منظور» در معنی کردن یک لغت!

«ابن منظور» و توجیه عمل «عمر»، در بدعت «نماز تراویح»!

عصبانیت رسول اکرم از «نماز تراویح»!

تقسیم بدعت، به دو قسم «بدعت محموده» و «بدعت مذمومه»!!

تقسیم «بدعت»، به «بدعت هدایت» و «بدعت گمراهی»!!

تقسیم «بدعت»، به پنج قسم!!!

بعضی مواقع، بدعت گذاری واجب است!!!

هدف اساسی، از تقسیم بندی «بدعت» به انواع مختلف:

دفاع «ابن حزم» از بدعت خلیفه دوم:

دفاع جناب «ابن اثیر» از عمل خلیفه دوم:

خدمتی از «قسطلانی» به جناب خلیفه دوم!

توجیه بدعت تراویح از سوی «ابن تیمیه»!

نظر فقهای اهل سنت در مورد تقسیم بندی «بدعت»:

نظر «صالح فوزان»:

نظر «ابن حجر» در «فتح الباری»:

نظر «قرطبی» در «الجامع لأحكام القرآن»:

نظر «ابو اسحاق شاطبی» در «الإعتصام»:

نظر «ابن رجب حنبلی» در «جامع العلوم و الحکم»:

نظر «محمدبن اسماعیل كحلاني» در «سبل السلام»:

نظر «ناصرالغامدی» در «حقیقة البدعة و احکامها»:

بررسی واژه «سنت» در لغت و اصطلاح!

بررسی واژه «سنّت» در لغت:

معنای اصطلاحی واژه «سنّت»:

«سنت» در لسان معصومین(علیهم السلام):

تمام سنتهای پیغمبر ضایع شد حتی «نماز»!

نماز امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) یادآور نماز پیغمبر!

از سنت پیغمبر، فقط «قیام به نماز» باقی مانده است!

از سنت پیغمبر، فقط «اذان» باقی مانده است!

از سنت پیغمبر، فقط «قبله» باقی مانده است!


ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه:

هیچ نصی بر خلافت «ابوبکر» وجود ندارد!!

اعتراف «سعد الدین تفتازانی»:

اعتراف «ابن کثیر دمشقی»:

اعتراف مهم خلیفه دوم، «عمر بن خطاب»:

آیا اجماعی بر خلافت «ابوبكر» منعقد شده بود!؟

شواهدی صریح، بر عدم وجود اجماع بر خلافت ابوبکر!

اعتراف جناب «عمر بن خطاب»:

اعتراف «قرطبی» از ائمه تفسیر اهل سنت:

مخالفت امیرالمؤمنین؛ زبیر و تمامی انصار به اعتراف خلیفه دوم:

مخالفت بنی امیه و بنی هاشم:

دفاع انصار از بیعت با امیرالمؤمنین:

اعتراف جناب «عایشه»، همسر پیغمبر:

آيا نماز ابوبكر به جاي پيامبر، دليل بر خلافت اوست؟

«ابوبکر»، امام جماعتی که به پیغمبر اقتدا کرده بود!!

«ابوبکر» مکبّر بود، نه امام جماعت!!

توسل به زور برای به خلافت رساندن «ابوبكر»!!

«عمر بن خطاب» و ايجاد ترس در ميان مردم:

توسل به زور  و وادار ساختن مردم به بيعت:

استفاده از چماق به دستان براي بيعت:

بهرده برداري از قبيله «اسلم»، براي بيعت گرفتن از مردم:

تهديد به آتش زدن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای بیعت:

تهديد به آتش زدن خانه حضرت زهرا برای بیعت؛ به نقل «طبری»:

دستور احضار علي (علیه السلام) برای بیعت، به بدترین شکل!!

 


ادامه مطلب

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

 
 

نتیجه سه مقدمه فوق: 

تهمتی به نام «ارتداد صحابه» 

طرح مسئله «ارتداد صحابه» در منابع معتبر اهل سنت! 

تعداد روایت های نقل شده از هر کدام از صحابه! 

الف) کثیر الروایت ها: 

1- «ابوهریره»: 5374 روایت! 

2-  «عبدالله بن عمر»: 2630 روایت! 

3-  «انس بن مالک»: 2286 روایت! 

4- «عایشه»: 2210 روایت! 

ب) صحابه ای که بین 1000 تا  2000 روایت دارند: 

1- «عبدالله بن عباس»: 1660 روایت 

2- «جابربن عبدالله» 1540 روایت 

3- «ابوسعید خدری» 1170 روایت 

ج) صحابه ای که زیر 1000 روایت دارند: 

1- «عبدالله بن مسعود»: 848 روایت 

2- «عبدالله بن عمروعاص»: 700 روایت 

3- «امیرالمؤمنین»(سلام الله علیه): 537 روایت

 

 

 

مقدمه: 

یکی از واژه های پرچالش میان شیعه و سنی، واژه «صحابه» است. واژه ای که خواستگاه بسیاری از مباحث و مناظرات بین علمای اسلام بوده است.

صحابه پیامبر، به خصوص امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)، به لحاظ اینکه ناقل و حامل روایات شریف نبوی بودند و انتقال دهنده شریعت نجات بخش اسلام و همچنین سنت نورانی نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) بودند، در میان پیروان اهل بیت و اهل سنت از جایگاه ویژه های برخوردار بوده و هستند.

در این میان، یکی از مسائلی که در مورد صحابه نبی مکرم اسلام مطرح است، این است که چه مقدار از صحابه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، ناقل روایات شریف نبوی بودند!؟ به تعبیر دیگر، از میان انبوه صحابه پیامبر اسلام، چه تعدادی از ایشان، دارای روایت بوده و روایاتشان اکنون در منابع اهل سنت ذکر شده است!؟

این مقاله در صدد آن است تا آماری از تعداد صحابی دارای روایت در منابع اهل سنت را بررسی نموده و مطالبی را پیرامون آن بیان دارد.


ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه:

اهمیت «توحید» در شریعت اسلام:


آشنائی اجمالی با فرقه «وهابیت»:

 

تجسیم خداوند، شاخصه اصلی توحید وهابیت!

 

برخی صفات بارز خدای وهابیت:

        

خدای وهابیت «چشم» دارد!!

 

خدای وهابیت «پا» دارد!!

 

خدای وهابیت «دست» دارد!!

 

خدای وهابیت، موی سرش فرفری است!!

 

خدای وهابیت سوار بر «الاغ» می شود!

 

خدای وهابیت سوار بر شتر در منی دیده شده است!!

 

خدای وهابیت مریض می شود!!

 

وقتی خدای وهابیت به زیارت قبر «احمد بن حنبل» می رود!!

 

عرش الهی از سنگینی خدای وهابیت ناله می کند!!

 

خداوند بعد از خلقت جهان به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگر انداخت!!

 خدای وهابیت را چهار فرشته حمل می کنند!!

 

مقدمه:

 

فرقه ضاله وهابیت، فرقه ای است که بعد از ظهورش در شبه جزیره عربستان، خود را طلایه دار توحید و یگانه پرستی معرفی نموده، و بسیاری از مسلمانها را در سراسر جهان اسلام، با اتهام به شرک، به خاک و خون کشید. در این مقاله بر آن هستیم، تا گوشه ای بسیار مختصر، از خدائی که وهابیت به آن دعوت می کنند را ترسیم کنیم.


ادامه مطلب

گرامي داشت اربعين سالار شهيدان حضرت حسين بن علي (ع) در ميان شيعيان آن حضرت از اهميت و ارزش ويژه اي برخوردار است. از ديدگاه بسياري از صاحب نظران و مورخان شيعه و اهل سنت، مبناي تاريخي چنين بزرگداشتي، ورود اهل بيت به كربلا در اولين اربعين حسيني (سال 61 هجري) و دفن سرهاي مطهر شهيدان بويژه سر مقدس امام حسين (ع) در كنار پيكرهاي مطهر آنهاست.
جمعي اندك از مورخان و صاحب نظران نيز بر اين عقيده اند كه نظريه ياد شده از اعتبار تاريخي لازم برخوردار نيست، بلكه مبناي بزرگداشت اين روز ورود جابر و عطيه به كربلاست.
مقاله حاضر در يك بررسي و تحليل تاريخي، در مقام اثبات نظريه نخست است.


مراسم اربعين مشتمل بر چهار برنامه است كه هر يك از نظر تاييد و مقبوليت تاريخي و مذهبي در مراحل مختلفي قرار دارند. اين مراسم عبارتند از:
1- زيارت مخصوصه: در استحباب و سنت زيارت امام حسين (ع) در روز اربعين (بيستم صفر) - از دور يا نزديك - اختلاف نظر وجود ندارد، چنان كه در زيارت ايام متبركه نيمه شعبان و شبهاي قدر اختلافي مشاهده نمي شود.
2- ورود جابر و زيارت وي در بيستم صفر: اين مساله مورد شك و استبعاد مرحوم سيد بن طاووس قرار گرفته است.
3- دفن سرهاي مطهر و الحاق آنها به بدنهاي اطهر در روز اربعين: كه ميان علما، فقها و مورخان شيعه شهرت دارد.
4- ورود اهل بيت (ع) در روز اربعين به كربلا. 

در باره اين مساله ديدگاههاي مختلف و متضادي اظهار شده و مورد تشكيك و استبعاد جدي قرار گرفته است. اين موضوع از دو جهت محل بحث است: اصل ورود به كربلا تاريخ ورود.
اما در مورد اصل ورود اهل بيت (ع) به كربلا بايد گفت كه گروه بسياري از علماي برجسته و مشاهير متقدم و متاخر و مورخان شيعه و سني آن را تاييد كرده اند كه به برخي از آنها اشاره خواهد شد. در برابر، جمعي از متاخران و برخي از متقدمان اين جريان را بعيد بلكه ممتنع و محال عادي دانسته اند (1) و به تعبير بعضي نيز كذب محض و افسانه است. (2) 

استدلال اين گروه در استبعاد و استحاله و تكذيب اين موضوع، دو امر است:
اول: سكوت و عدم تعرض مورخان و كتب تاريخ، با اين كه موضوع مهم و قابل ذكر و شايسته تعرض بود در نتيجه از نگاه اين گروه «عدم الدليل، دليل العدم » يعني چگونه مي توان باور داشت اين جريان تا قرن هفتم پنهان مانده باشد و تنها به وسيله سيد بن طاووس ابراز و اعلان شود.
دوم: مساله فاصله ميان شام و عراق يا دمشق و كوفه است البته اين در صورتي است كه مدت رفتن از كوفه تا شام را بيست روز و مدت اقامت اهل بيت (ع) در دمشق را يك ماه (چنان كه نقل شده) در نظر بگيريم، به علاوه مدتي كه ابن زياد براي كسب تكليف از يزيد نياز داشت. خصوصا اين كه گوينده جريان اربعين - سيد بن طاووس - در كتاب ديگر خود كه بعدا تاليف نمود، (3) اين نظريه را رد كرده آن را بسيار بعيد دانسته است و به تبعيت از استبعاد ايشان، مرحوم حاج ميرزا حسين نوري نيز آن را بعيد شمرد. (4)
علامه شعراني و شهيد مطهري نيز با تعبيرهاي مختلف همين نظريه را ابراز داشته اند. 

از آنجا كه هدف اين نوشتار بررسي علل استبعاد اربعين در كلام سيد بن طاووس و اثبات جريان اربعين مي باشد، لازم است به ذكر نام عده اي كه جريان اربعين را تصريح يا تاييد نموده اند بپردازيم:
قائلان به اربعين دو دسته اند، دسته اي صراحتا اظهار نموده اند كه اهل بيت (ع) در روز اربعين به كربلا آمده اند و دسته ديگر بر اين باورند كه سر مطهر امام (ع) و ساير شهدا در كربلا دفن گرديده و يا سرهاي مطهر به وسيله امام سجاد (ع) به بدنهاي مطهر الحاق شد.
از آنجا كه دفن سر مطهر در كربلا قطعا به دست مبارك امام سجاد (ع) انجام شد و ورود ايشان به همراه سرهاي مطهر شهدا به كربلا نيز فقط در بيستم صفر بود و هيچ يك از مورخان شيعه و سني قائل نشده اند كه سرهاي مطهر - مخصوصا سر مطهر امام حسين (ع) - به وسيله كسي غير از امام سجاد (ع) دفن شده و يا اين كه امام سجاد (ع) در غير بيستم صفر سال 61 براي دفن سرهاي مقدس به كربلا آمده باشد، از اين رو اعتراف و تصديق به دفن سر مطهر امام حسين (ع) در كربلا توسط امام سجاد (ع) در روز بيستم صفر خود گواه و شاهدي است صادق و عالي بر آمدن اهل بيت (ع) در روز اربعين به كربلا. 


ادامه مطلب

روز بيستم ماه صفر، روز اربعين و به قول شيخين - شيخ مفيد و شيخ طوسي- بازگشت اهل حرم امام حسين عليه السلام از شام به مدينه، و روز ورود اولين زائر آن حضرت جابربن عبدالله انصاري به كربلا، جهت زيارت امام حسين عليه السلام است . زيارت آن حضرت در اين روز مستحب است. كه به فرموده امام حسن عسكري عليه السلام از نشانه هاي مؤمن است.

قال العسكري عليه السلام:

"علامات المؤمنين خمس : صلاةُ الاحدي و الخمسين و زيارةُ الاربعين والتـَختم في اليَمين و تـَعفيرُ الجـَبين و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحيم."(1)

از حضرت امام حسن عسكري عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

علامت مؤمن پنچ چيز است:

 

 

1- اقامه پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز.

2- زيارت اربعين.

3- انگشتر به دست راست كردن.

4- جبين را در سجده بر خاك گذاشتن.

5- در نماز بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.

 

 

سند زيارت اربعين

شيخ طوسي در تهذيب و مصباح ، زيارت مخصوصه روز اربعين را از حضرت امام صادق عليه السلام نقل كرده است.

 

بررسي زيارت اربعين امام حسين عليه السلام

فراز اول:

سلام هاي توصيفي


- السلامُ علي وَليِّ الله و حبيبه؛ سلام بر ولي و حبيب - دوست - خدا.
السلامُ عـَلي خليلِ اللهِ وَ نجيبه؛
 سلام و درود بر خليل و گزيده خدا.
السلامُ علي صَفيِّ اللهِ و ابن ِ صَفيّـه؛ درود بر برگزيده خدا و پسر انتخاب شده خدا.
- السلامُ علي الحُسين ِ المظلوم الشهيد؛ درود بر حسين مظلوم شهيد.
السلامُ علي اسيرِ الكربات و قـَتيلِ العـَبرات؛
 سلام بر كسي كه اسير و گرفتار بلايا و اندوه ها شد و كشته براي اشك ها.

 

در سلام هاي اوليه زيارت، امام صادق عليه السلام به نوعي اصالت خانوادگي امام حسين عليه السلام را بيان مي نمايد كه ايشان فرزند رسول خدا كه حبيب خداست، مي باشد . برخي از انبياء در درگاه الهي با نام خاصي توصيف و معروف شده اند. حضرت ابراهيم(ع) با عنوان خليل الله ، حضرت موسي(ع) با عنوان كليم الله ، حضرت عيسي(ع) با عنوان كلمة الله ، حضرت نوح(ع) با عنوان نبي الله - كه البته ايشان اولين پيامبري بودند كه مقام نبوت را به دوش كشيدند- حضرت آدم(ع) با عنوان صفوة الله و حضرت محمد(ص) با عنوان حبيب الله مطرح هستند.


ادامه مطلب

دوست بدار دوستدار آل محمد(ص) را تا هنگامي كه دوستشان مي دارد و دشمن بدار دشمن آل محمد(ص) تا هنگامي كه دشمنشان مي دارد؛ هر چند روزه دار و نمازگزار باشد.

عنوان نخستين زائر تنها بر مردي شريف و عارفي كامل يعني صحابي بزرگ و برجسته، جابر بن عبد الله انصاري-رضوان الله عليه- منطبق است كه به منظور زيارت قبر سيد الشهدا(ع) از مدينه به كربلا رفت. بسياري از علما تصريح كرده اند كه او نخستين كسي است كه عنوان زائر قبر حسين(ع) را كسب كرد؛ اين شرافت و افتخار و ذخيره او را بس است. 

شيخ مفيد گويد: و در روز بيستم آن ماه (صفر)... روزي است كه جابر بن عبدالله بن حزام انصاري، صحابي رسول خدا(ص) براي زيارت قبر ابا عبدالله الحسين (ع) از مدينه به كربلا آمد؛ و او نخستين كس از مردم بود كه آن حضرت را زيارت كرد. 

و اين مطلب را بسياري از دانشمندان، از جمله شيخ طوسي، علامه حلي، شيخ رضي الدين حلي، كفعمي، مجلسي، محدث نوري و ديگران آورده اند. 

جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي در كربلا 
جابر بن عبدالله انصاري همان صحابي جليل القدري است كه عبد الرحمن بن سابط درباره اش مي گويد: همراه جابر بودم كه حسين بن علي(ع) داخل شد. در اين هنگام گفت: هر كس دوست دارد به مردي از اهل بيت(ع) بنگرد، به وي نگاه كند. گواهي مي دهم كه من اين سخن را از زبان رسول خدا(ص) شنيده ام. 


ادامه مطلب

حجةالإسلام و المسلمين رسول جعفريان طي مطلبي در خيمه نوشت: اعتبار اربعين امام حسين(ع) از گذشته ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين(ع) شناخته شده بوده است. كتاب «مصباح المتهجد» شيخ طوسي كه حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي است از روايات فراوان درباره تقويم مورد نظر شيعه درباره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه و عباردت است، ذيل ماه «صفر» مي نويسد: نخستين روز اين ماه (از سال 121)، روز كشته شدن زيد بن علي بن الحسين است.

روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است كه حرم امام حسين(ع) يعني كاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(ص)، از مدينه به كربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين كسي است كه قبر آن حضرت را زيارت كرد.

 

در اين روز، زيارت امام حسين(ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است.

 

شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده است: السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه...

 

اين مطلبي است كه شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم درباره اربعين آورده است. طبعا براساس اعتباري كه اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين مي خوانده اند و اگر مي توانسته اند مانند جابر بر مزار امام حسين(ع) گرد آمده و آن امام را زيارت مي كردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهديم كه ميليونها شيعه عراقي و غير عراقي در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) جمع مي شوند.

 

در اينجا و در ارتباط با اربعين، چند نكته را بايد توضيح داد.


ادامه مطلب

 

الشيعة لم تقتل الحسين (ع) بل آل معاوية قتلوه

للشيعة صفات من ليس فيه هذه فليس بشيعة

قتل الشيعة‌ وهدم دورهم في الكوفة

قاتلوه معروفون وليسوا بينهم شيعة

قتلة الحسين (ع)  من شيعة آل أبي سفيان

غارتگران خيمه حسيني از دشمنان حضرت بودند

قتلة الحسين من أعدائه ومبغضيه

قاتلوه من الخوارخ والنواصب

كساني كه به امام حسين  (ع)  نامه نوشتند

قاتلين مباشر امام حسين  (ع)

فرماندهان لشگر عمر سعد از صحابه بودند

پاسخ جديد

پاسخ‌ درست به شبهه

1 -  تفاوت مفهوم شيعه در صدر اسلام با مفهوم آن در عصر حاضر

قتل امام حسين  (ع) به دستور مستقيم يزيد بوده

3 -  قتل امام حسين عليه السلام ، توسط شيعيان آل أبي سفيان

2 -  قتل امام حسين  (ع)  توسط نواصب و مبغضان حضرت علي  (ع)

4 -  حضور اصحاب رسول خدا (ص) در ميان قاتلين امام حسين  (ع)

اصحابي که در سپاه عمر بودند و در قتل سيد الشهداء شركت داشتند:

1 . كثير بن شهاب الحارثي

صحابي بودن او

2 . حجار بن أبجر العجلي

شركت او در كربلا و فرماندهي يك هزار نفر

3. عبد الله بن حصن الأزدي

صحابي بودن او

اهانت او به امام حسين عليه السلام در كربلا

4. عبدالرحمن بن أبي سبرة الجعفي

صحابي بودن او

فرماندهي قبيله اسد و مشاركت او در كشتن امام حسين عليه السلام

5. عزرة بن قيس الأحمسي

صحابي بودن او

نامه نوشتن او براي امام حسين عليه السلام

فرمانده سواره نظام

حمل سر شهدا به سمت ابن زياد

6 - عبـد الرحمن بن أَبْـزى

7 - عمرو بن حريث

از فرماندهان سپاه

8 - أسماء بن خارجة الفزاري

صحابي بودن او

مشاركت او در كشتن امام حسين

قلع و قمع شدن شيعه در کوفه  به دستور معاويه

اکثر کوفيان ، طرفداران خليفه دوم بودند :

 


ادامه مطلب

يکي از امور اختلافي وهابيت با امت اسلامي اعم از شيعه و اهلسنت بحث قدرت اولياء خدا بعد از مرگ است

وهابيت مدعي هستند که هرگاه انساني ولو اينکه اين شخص از اولياء خدا باشد يا جزء انبياء از دنيا رفت روح وي ديگر هيچ قدرت و تاثيري در اين دنيا ندارد  و براي همين اعتقاد شيعه و اهل سنت را تکفير ميکند

 

محمد عمر سربازي و کرامات اولياء بعد از مرگ

وهابيت در حالي چنين ادعاي را مطرح ميکنند که عقيده اهلسنت و شيعه بر اين پايه استوار است که کرامات و دائره اشراف اولياء خدا در اين دنيا با مرگ وي از بين نميرود چنانچه محمد عمر سربازي از بزرگترين علماي اهلسنت ايران چنين ميگويد:

مسئله هفتم: بدان که از بعضي از اولياء بعد از موت هم تصرفات و کرامات عجيب و غريب سر مي زند و اين مورد بسيار واقع شده است چرا که ولايت بعد از موت گرفته نميشود بلکه همراه با ولي است

خلاصة التصوف ص187

اين عقيده نه تنها عقيده محمد عمر سربازي است بلکه علماي بزرگ ديگر اهلسنت هم به آن اذعان کرده اند که به طور مثال به چند نمونه آن اشاره ميکنيم

قاضي عياض و ملا علي قاري:اولياء خدا بر همه امور آگاه هستند و براي آنها هيچ حجابي نيست

قال القاضي : وذلك أن النفوسَ الزكيةَ القدسية إذا تَجَرَّدَتُ عن العلائق البدنية عَرَجَتْ واتصلت بالملأ الأعلى ، ولم يبق لها حجابٌ فترى الكلَّ كالمشاهد بنفسها أو بإخبار الملك لها ، وفيه سرُّ يطلع عليه من تَيَسَّر له

جان هاي تزکيه شده و قدسيه هرگاه از تعلّقات جسماني عروج مي کند و با عالم اعلي واصل مي شود و حجابي باقي نمي ماند، آنگاه همه را مشاهده مي کنند به شخصه و يا با خبر آوردن فرشته. و در آن رازي است که براي هر که توفيق ميسّر شود، خواهد دانست.

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ج 3   ص 11 ، اسم المؤلف:  علي بن سلطان محمد القاري الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : جمال عيتاني

 


ادامه مطلب

 

آیا در تفسیر آیه‌ی نور، فضائلی برای اهل بیت علیهم السلام نقل شده است؟ اعتبار سه تفسیر‌«البرهان»، «نور الثقلین» و «بیان السعاده» در نزد شیعه را بیان کنید.

مقدمه:

آیه‌ی‌ نور از آیات معروف قرآن کریم است، که در سوره مبارکه‌ي نور آمده است:

«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (نور/35)

« خداوند نور آسمانها و زمین است و مَثَل نورش همانند چراغدانى است که در آن چراغى (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گیرد، حبابى (شفاف و درخشنده) همچون ستاره اى فروزان، چراغى که افروخته مى‌شود از (روغن) درخت پربرکت زیتونى که نه شرقى است و نه غربى روغنش (آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعلهور شود نورى است بر فراز نورى؛ و خدا هرکس را بخواهد با نور خود هدایت مى‌کند، و خدا براى مردم مثلها مى‌زند و خداوند به هر چیزى داناست».

احادیث متعددی در ذیل این آیه‌ی‌ شریفه وارد شده که آن را به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر کرده اند. در واقع آیه‌ی شریفه نور، در صدد بیان فضائل اهل بیت علیهم السلام است.

 قبل از بیان این احادیث، توجه به یک مقدمه لازم است و آن اینکه از نظر فقهای شیعه اعتبار احادیث، به صرف کتابهایی که آنها را نقل کرده‌اند نیست؛ بلکه به سند و محتوای آنهاست. (این مسئله مسلّم و بدیهی است و در کتابهای مختلف رجالی بدان تصریح شده است.)

ما در این نوشتار، فضیلت اهل بیت علیهم السلام در آیه‌ی نور را در دو بخش مورد بررسی قرار می‌دهیم.

الف) فضیلت اهل بیت علیهم السلام در آیه‌ی نور در منابع شیعه

ب) فضیلت اهل بیت علیهم السلام در آیه‌ی نور در منابع اهل سنت


ادامه مطلب

سلام يکي از افراد گفته است که تمام شهداي کربلا شيعه نبودند؛ بلكه عثماني ها نيز در ميان آنها وجود داشته اند، مثل زهير بن قين، حر بن يزيد، يزيد بن زياد بن مُهاصر کِندي، سعد بن حارث، ابوالحَتوف بن حارث، عبدالله بن عمير کلبي. اگر امکانش هست دلايلي را كه شيعه بودن اين افراد را ثابت مي‌كند، بفرماييد. ممنون.

پاسخ اجمالي

بدون ترديد، محبت اهل بيت عليهم السلام دلهاي شيفتگان و عاشقان را مجذوب آنها مي‌كند؛ اما تنها محبت، باعث نمي‌شود كه انسان، جان خود را در راه محبوب تقديم نمايد؛ بلكه امري بالاتر از محبت كه همان قبول ولايت و اطاعت باشد، اين آتش را در دل و جان او شعله ور مي‌سازد؛ يعني محبت به علاوه‌اي ولايت، نتيجه اش اطاعت از فرمان و دستورات آن بزرگواران را به ارمغان مي‌آورد.

از اين رو، در حادثه عاشورا، وقتي امام حسين عليه السلام از مكه به سوي كربلا مي‌آمد، در هر منزلي كه فرود مي‌آمد، با افرادي ملاقات مي‌كرد و براي شركت در اين جهاد بزرگ از آنها دعوت مي‌نمود، در حالي كه بسياري از آنان، ايشان را مي‌شناختند و محبت اهل بيت عليهم السلام را نيز در دل داشتند؛ اما كساني كه جذب مكتب حسيني شدند، تنها محبت، آنها را در اين قربانگاه عشق نكشاند، بلكه بالاتر از آن، ولايت الهي آن حضرت اين همه شور حسيني را در دل آنان بر پا كرد، تا جايي كه جانشان را در كف اخلاص گذاشته، در راه دين و هدف امام زمان شان فدا كردند.

نكته دوم اين كه كلمه‌اي «شيعه» به كساني اطلاق مي‌شود، كه از شخصي پيروي و متابعت نمايد و صرف اين كه فردي محبت آن شخص را داشته باشد،‌ به او «شيعه» نمي‌گويند.

با توجه به اين دو نكته، افرادي كه قبل از واقعه‌ي كربلا عثماني و يا از پيروان اديان ديگر بودند (همانند وهب نصراني) وقتي در كربلا به امام پيوستند و در حزب و سپاه آن حضرت قرار گرفتند، ولايت امام را پذيرفتند و با تمام وجود (در اعتقاد و عمل) از ايشان پيروي كردند و خط و انديشه‌اي طرف مقابل و تمام وابستگي ها را از اديان و مذاهب و رنگ و بوي ديگر رها كردند و با نثار جان و دفاع از حريم اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله پيروي و شيعه بودنشان را ثابت كردند.

بنابراين، شهداي كربلا همه شيعه بوده اند و آنهايي كه به امام پوستند، شيعه شدند.


ادامه مطلب

واقعه‌ي عاشورا، غمبار ترين واقعه‌ي تاريخي است كه در اسلام اتفاق افتاد. تا هنوز كه هزار و اندي سالها از اين فاجعه‌اي عظيم مي‌گذرد، دلهاي مسلمانان و حتي غير مسلمانان نيز براي مظلوميت شهداي كربلا داغدار و عزادار است.

در پاسخ به سؤال شما، چند نكته را ذكر مي‌كنيم:

نكته اول: فرستادن سر امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به سوي كوفه

طبق روايات تاريخي در منابع شيعه واهل سنت، عمر بن سعد در روز عاشورا سر مبارك حضرت سيد الشهدا عليه السلام را از بدن مطهر جدا كرد و به دست خولي و حميد بن مسلم به سوي عبيد الله بن زياد فرستاد.

مرحوم سيد بن طاووس مي‌نويسد:

«ثُمَ‏ إِنَّ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ بَعَثَ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ هُوَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ مَعَ خَوَلِيِّ بْنِ يَزِيدَ الْأَصْبَحِيِّ وَ حُمَيْدِ بْنِ مُسْلِمٍ الْأَزْدِيِّ إِلَى عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيَاد.»

«پس از آن، عمر بن سعد سر حسين عليه السلام را در آن روز، كه همان روز عاشوراست، همراه خولي بن يزيد اصبحي و حميد بن مسلم ازدي به سوي عبيد الله بن زياد فرستاد.»

السيد ابن طاووس، الحسيني، علي بن موسي _متوفاي 664 ق_ ، اللهوف في قتلى الطفوف، ص 85 ، ناشر : أنوار الهدى - قم – ايران، چاپخانه : مهر، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1417

شيخ مفيد نيز در كتابش، بر اين مطلب تصريح كرده است:

«وسرح عمر بن سعد من يومه ذلك - وهو يوم عاشوراء - برأس الحسين عليه السلام مع خولي بن يزيد الأصبحي وحميد بن مسلم الأزدي إلى عبيد الله بن زياد ..»

البغدادي، الشيخ المفيد محمد بن محمد بن النعمان، العكبري ، _متوفاي 413 ق_ ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 113، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، سال چاپ : 1414 - 1993 م

بلاذري از علماي تاريخ اهل سنت نيز مي‌نويسد:

«وبعث عمر برأس الحسين من يومه مع خولي بن يزيد الأصبحي من حمير، وحميد بن مسلم الأزدي إلى ابن زياد فأقبلا به ليلاً فوجدا باب القصر مغلقاً، فأتى خولي به منزله فوضعه تحت أجانة في منزله، وكان في منزله امرأة يقال لها النوار بنت مالك الحضرمي فقالت له: ما الخبر ؟. قال: جئت بغنى الدهر، هذا رأس الحسين معك في الدار. فقالت: ويلك جاء الناس بالفضة والذهب وجئت برأس ابن بنت رسول الله، والله لا يجمع رأسي ورأسك شيء أبداً.»

«عمر بن سعد سر حسين عليه السلام را در روز عاشورا، همراه خولي بن يزيد اصبحي از قبيله‌ي حمير و حميد بن مسلم ازدي به نزد ابن زياد فرستاد. آنها شبانه به كوفه رسيد ديدند درب قصر بسته بود، خولي سر امام را به منزلش آورد و آن را زير اجاق در منزلش نهاد. همسرش به نام نوار دختر مالك حضرمي به او گفت: چه خبر آورده اي؟ خولي گفت: چيزي آورده ام كه تا هميشه بي‌نياز مي‌شوي، اين سر حسين است كه در خانه‌اي تو است. همسرش گفت: واي بر تو، مردم طلا و نقره مياورند؛  اما تو سر فرزند دختر رسول خدا را آورده اي؟ به خدا سوگند ديگر سر من و تو را در يك بستر هيچ چيزي به هم نمي‌رساند.»

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر _متوفاى279 ق_، أنساب الأشراف، ج 1، ص 424، طبق برنامه الجامع الكبير.

در كتاب «بغية الطلب في تاريخ حلب»، آمده است، همان لحظه‌اي كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، سر مباركش را نزد عبيد الله بن زياد فرستاده شد:

«وبعث عمر بن سعد برأس الحسين من ساعته إلى عبيد الله بن زياد مع خولى ابن يزيد الأصبحى .»

كمال الدين عمر بن أحمد بن أبي جرادة _متوفاي660 ق_، بغية الطلب في تاريخ حلب، ج 6، ص 2630، تحقيق: د. سهيل زكار، دار النشر: دار الفكر،


ادامه مطلب

با سلام و خسته نباشيد و تشکر از سايت فوق ‌العادتون.

 آيا اين مطلب که خون حضرت علي اصغر عليه السلام به زمين باز نگشت، صحت دارد؟ لطفا با ذکر منابع و با آدرس دقيق بفرمايين تا قابليت بررسي وجود داشته باشد. لطفا از منظر روايي و هم اسنادي و صحت سند و سلسله راويان جواب دهيد. ممنون.

پاسخ:

دو مطلب در سؤال مطرح شده كه بايد تفكيك شود:

1. آيا باز نگشتن خون حضرت علي اصغر عليه السلام از آسمان بعد از پاشيدن، با سند در منابع نقل شده است يا خير؟

2. آيا سند نقل شده، صحيح است يا خير؟

پاسخ مطلب اول:

قبل از اين كه متون روايات را در باره‌ي مطلب نخست ذكر كنيم، اين نكته‌ يادآوري مي‌شود كه در منابع فريقين، راجع به دو كودك امام حسين عليه السلام سرنوشت مشابهي همانند خوردن تير در گلو، و به شهادت رسيدن آنها در آغوش امام و جلوي خيمه گاه، نقل شده است.


ادامه مطلب

خديجه برترين همسر

حضرت خديجه كبري سلام الله عليها، برترين همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله و يكي از چهار زن برتر بهشتي است. او نخستين كسي است كه به رسول خدا ايمان آورد و تمام اموال و دارائي هاي خود را در راه پيشرفت اسلام هديه كرد.

در باره مقام آن حضرت همين بس كه خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصري بهشتي به او داده است.

علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي نويسد:

عَنْ زُرَارَةَ وَحُمْرَانَ وَمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ (عليه السلام) قَالَ لِي لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي حِينَ رَجَعْتُ وَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ قَالَ حَاجَتِي أَنْ تَقْرَأَ عَلَي خَدِيجَةَ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّي السَّلَامَ

وَحَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّهَا قَالَتْ حِينَ لَقَّاهَا نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِي قَالَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ وَعَلَي جَبْرَئِيلَ السَّلَامُ.

امام باقر عليه السلام از ابوسعيد خدري نقل مي كند: رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتي كه باز مي گشتم به جبرئيل گفتم: آيا خواسته اي از من داري؟ گفت: درخواست من اين است كه سلام خدا و مرا به خديجه برساني، رسول خدا وقتي كه پيام جبرئيل را به خديجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداي بزرگ مصدر سلامتي است و همه سلامتيها از او است و تمام سلامتيها به او باز مي گردد، و بر جبرئيل درود و سلام.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 16، ص 7، باب 5 - تزوجه ص بخديجة رضي الله عنها، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد:

3609 حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن عُمَارَةَ عن أبي زُرْعَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال أتي جِبْرِيلُ النبي صلي الله عليه وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فيه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فيه ولا نَصَبَ.

جبرئيل خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اي رسول خدا ! اين خديجه است كه آمده و ظرفي با خود دارد كه در آن، گوشت يا غذا يا نوشيدني است (شك از راوي است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نيز از سوي من به او سلام برسان و او را به خانه اي در بهشت از درّ و ياقوت و طلا كه از هر هياهو و رنجي ايمن است بشارت بده.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3 ص 1389 و ج 6 ص 2723، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.


ادامه مطلب

طبق روايات شيعه و سني ، حضرت ابو طالب عليه السلام ، به خواستگاري خديجه رفت و خود آن حضرت خطبه عقد را جاري كرد . ما به چند روايت از مصادر شيعه و سني در اين باره اشاره مي كنيم :

منابع شيعه :

مرحوم شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه مي نويسد :

وَ خَطَبَ أَبُو طَالِبٍ رَحِمَهُ اللَّهُ لَمَّا تَزَوَّجَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدٍ رَحِمَهَا اللَّهُ بَعْدَ أَنْ خَطَبَهَا إِلَي أَبِيهَا وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ إِلَي عَمِّهَا فَأَخَذَ بِعِضَادَتَيِ الْبَابِ وَ مَنْ شَاهَدَهُ مِنْ قُرَيْشٍ حُضُورٌ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ زَرْعِ إِبْرَاهِيمَ وَ ذُرِّيَّةِ إِسْمَاعِيلَ وَ جَعَلَ لَنَا بَيْتاً مَحْجُوجاً وَ حَرَماً آمِناً يُجْبي إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ جَعَلَنَا الْحُكَّامَ عَلَي النَّاسِ فِي بَلَدِنَا الَّذِي نَحْنُ فِيهِ ثُمَّ إِنَ ابْنَ أَخِي مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا يُوزَنُ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا رَجَحَ وَ لَا يُقَاسُ بِأَحَدٍ مِنْهُمْ إِلَّا عَظُمَ عَنْهُ وَ إِنْ كَانَ فِي الْمَالِ قَلَّ فَإِنَّ الْمَالَ رِزْقٌ حَائِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ لَهُ فِي خَدِيجَةَ رَغْبَةٌ وَ لَهَا فِيهِ رَغْبَةٌ وَ الصَّدَاقُ مَا سَأَلْتُمْ عَاجِلُهُ وَ آجِلُهُ مِنْ مَالِي وَ لَهُ خَطَرٌ عَظِيمٌ وَ شَأْنٌ رَفِيعٌ وَ لِسَانٌ شَافِعٌ جَسِيمٌ فَزَوَّجَهُ وَ دَخَلَ بِهَا مِنَ الْغَدِ فَأَوَّلُ مَا حَمَلَتْ وَلَدَتْ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مُحَمَّدٍ (صلي الله عليه وآله وسلم) .

من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص: 398 .

هنگامي كه رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله در جلسه خواستگاري خديجه دختر خويلد ، رحمها اللَّه ، با پدر يا عموي او صحبت مي كرد ، أبو طالب در اجتماع قريش حضور يافت و در حالي كه دو طرف در حجره را گرفته بود خطبه عقد را اين چنين آغاز كرد :

«سپاس خداي را كه ما را از نسل ابراهيم و ذرّيّه اسماعيل قرار داد ، و براي ما خانه اي نهاد كه مردمان گرد او طواف كنند ، و نيز حرم امني كه از اطراف جهان نعمت ها به سوي آن مي آورند ، و ما را در ديار خود بر مردم فرمانروا قرار داد ، آنگاه گفت : اين برادر زاده من محمّد بن عبد اللَّه بن عبد المطّلب با هيچ يك از مردان قريش سنجيده نشود جز آن كه برتري يابد ، و با هيچ كس از آنان قياس نگردد ، جز آن كه بزرگتر آيد اگر چه از مال دستش تهي است (لكن اين نقص نيست) ؛ زيرا كه مال نصيبي ناپايدار و سايه اي زود گذر است ، و اكنون او را به همسري با خديجه رغبتي است و خديجه را بازدواج با او شوقي، و آنچه از مهريّه و صداق باشد بر عهده من خواهد بود چه نقدينه و چه بر ذمّه، و او داراي موقعيّت حسّاسي است شخصيّت و مرتبه اي رفيع دارد، و داراي زباني است نرم و كاربر»

و خديجه را به همسري او درآورد و رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله فرداي آن روز با وي عروسي كرد و اوّلين فرزندي كه از پيغمبر (ص) حامله گشت عبد اللَّه بن محمّد صلوات اللَّه عليه و آله بود.

اين روايت در بسياري از كتاب هاي ديگر شيعه ؛ از جمله : الكافي ، شيخ الكليني ، ج 5 ، ص 374 - 375 و رسالة في المهر ، شيخ المفيد ، ص 29 وعوالي اللئالي ، ابن أبي جمهور ، ج 3 ، ص113 و ... نقل شده است


ادامه مطلب

طرح شبهه:

مي گويند فاطمه را شبانه دفن كرده اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبكر بود كه نمي خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.

نقد و بررسي:

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسراري است كه در درون خود پيام ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولي چه اتفاقي افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي اش را با اين در خواست ها به پايان مي برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي اش را نسبت به دشمنانش اظهار مي كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاي تيز بين مورخان و آيندگان مي گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهاني دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وي نماز خواند؟ و…

آيا كسي كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده اند) شايستگي نماز خواندن بر وي را نداشت؟

آري، فاطمه وصيت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هيچ يك از كساني را كه بر وي ستم كرده اند، خبر نكنند، و اين بهترين سند براي شيعه است تا ثابت كنند كه صديقه شهيده مظلوم از دنيا رفته و از افرادي كه بر وي ستم كرده اند، هرگز راضي نشده است.

روايات فراواني در كتاب هاي شيعه و سني بر اين مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روايت را ذكر مي كنيم:


ادامه مطلب

طرح شبهه:

حضرت علي حضرت عمر رضي الله عنهما را به بهترين وجه ممكن ستوده است، حضرت علي رضي الله عنه در مدح عمر بن الخطاب و بنا به قولي، ابوبكر فرموده است: «لله بلاء فلان... » در روايتي آمده: «لله بلاد فلان».

ابن أبي الحديد مي گويد در باره ي اين شخص از نقيب ابوجعفر يحيي بن ابي زيد علوي پرسيدند به من گفت او عمر بن الخطاب است، گفتم: آيا اميرمؤمنان او را اينگونه مي ستايد؟ گفت: آري، و مي افزايد: اگر اميرمؤمنان اعتراف كند كه (عمر) سنت را اقامه نموده و با دامني پاك و كمترين عيب از دنيا رفته و عبادت پروردگار را انجام داده و پرهيزگارترين بوده، پس اين نهايت مدح و ستايش است.

وسألت عنه النقيب أبا جعفر يحيي بن أبي زيد العلوي، فقال لي: هو عمر، فقلت له: أيثني عليه أمير المؤمنين رضي الله عنه هذا الثناء؟... فإذا اعترف أمير المؤمنين بأنه أقام السنة، وذهب نقي الثوب، قليل العيب، وأنه أدي إلي الله طاعته، واتقاه بحقه، فهذا غاية ما يكون من المدح.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 12، ص 3، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ - 1998م.

محمد عبده نيز در اين كه مقصود از «فلان» كيست، گفته:

أي عمر علي الارجح.

نهج البلاغه، شرح محمد عبده، ص 430.

آيا امكان دارد كه كسي از قاتل همسر خود چنين تجليل و تمجيد نمايد؟


ادامه مطلب

بسم اللّه الرحمن الرحيم

شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعيتي است كه منابع حديثي و تاريخ شيعه و سنّي بر آن گواه است. برخي به علت عدم آشنائي با حديث و تاريخ، در اين واقعيت ترديد نموده اند. از اينرو گوشه اي از شواهد اين مصيبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل سنّت تقديم پويندگان حق و حقيقت مي نمائيم.

* * *

قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقني من اهل بيتي فتقدم عليّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولين كسي از اهل بيتم مي باشد كه به من ملحق مي گردد، پس بر من وارد مي شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطين ج 2، ص 34

* * *

قال موسي بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّيقة شهيده.

اصول كافي ج 1، ص 381

* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزيّة كُلَّ الرّزية، ما حال بين رسول اللَّه (ص) و بين كتابه.

مصيبت تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند.

صحيح بخاري ج 1، 120


ادامه مطلب

درباره ما

ظهور و مهدویت
خدايا اين دستهاي منه هموني که هميشه بطرفت درازه و اين هم سري که جلوي همه خم شده ولي افسوس از يکبار طاعتِ با صداقت براي اطاعت خدايا … اين منم … اشرف مخلوقاتت … جانشين تو بر روي زمين … هموني که وقتي منو آفريدي خودت رو احسن الخالقين ناميدي خدايا من دارم به خودم مي بازم خدايا دستم رو بگير دست کسي رو که اميدي به طاعت ناچيز و ريايي خودش نداره …

نظرسنجی

بهترین مطالب از نظر شما





نظر تون در مورد مطالب وبلاگ چیه