close
تبلیغات در اینترنت
مطالب در موردوهابیت

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 582
  • کل نظرات : 79
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 26
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 68
  • بازديد ديروز : 110
  • بازديد کننده امروز : 14
  • بازديد کننده ديروز : 37
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 606
  • بازديد ماه : 1,697
  • بازديد سال : 6,564
  • بازديد کلي : 91,952
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.5.6
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

    ساعت فلش مذهبی

    استخاره آنلاین با قرآن کریم
    
     پخش زنده حرم

 

مقدمه :

در منابع شيعه صدور فرمان شهادت امام حسین علیه السلام توسط يزيد، امري قطعي است، اما اینکه در منابع اهل سنت هم به این موضوع پرداخته شده یا نه؟ سوالی است که به آن پاسخ خواهیم داد.

در ميان علماي اهل سنت افراد اندكي همچون عبدالمغيث حنبلي و ابن تيميه سعي نموده اند از يزيد جانبداري كنند و او را بي‌گناه جلوه دهند و يا حداقل او را شخصي نشان دهند كه توبه نموده اما عده ديگري ا ز علمای اهل سنت همانند شيعه معتقدند که فرمان قتل امام حسین علیه السلام توسط یزید بن معاویه صورت گرفته است. البته گزارش­هاي تاريخي اهل سنت در اين زمينه به چند دسته تقسيم مي­شود.

1ـ صدور فرمان شهادت قبل از حركت امام عليه السلام به مكه.

2ـ‌ صادر شدن دستور شهادت امام عليه السلام به والي كوفه.

3ـ بيان اصل فرمان به شهادت آن حضرت فارغ از زمان و مكان و اشخاص.

صدور فرمان قبل از حركت امام عليه السلام به مكه

از جمله منابعی که در اين زمينه سخن گفته است، کتاب الفتوح ابن عثم کوفی (متوفاي 314 هـ.ق) است وی نقل می­کند یزید طی نامه ای به والی مدینه دستور شهادت امام حسين عليه السلام را صادر كرد:

وليكن مع جوابك إليّ رأس الحسين بن عليّ، فإن فعلت ذلك فقد جعلت لك أعنّة الخيل، ولك عندي الجائزةّ والحظّ الأوفرّ والنعمة واحدة والسلام.

به همراه پاسخ این نامه سر حسین ]علیه السلام رامیخواهم اگر چنین کردی پاداش خوبی نزدما خواهی داشت.

الفتوح ،ج 3،جزء 5، ص 18


ادامه مطلب

امام ابو حنیفه، مفتی اعظم اهل سنت، همواره به زیارت امام صادق علیه السلام می‌رفته و همیشه از قبر آن حضرت طلب یاری می‌کرده است.

مفتی محمود،‌ فرزند مفتی عبد الغیور در کتاب «رد وهابی» مشهور به حجه الإسلام، صفحه شماره ۳۴ می‌نویسد:

و همچنین استاد المحدثین مایه افتخار سید المرسلین علیه الصلوه من رب العلمین عنی حضرت امام اعظم از قبر بعضی از ائمه هدی استعانت نموده اند . چنانچه حضرت مولوی علی محمد ختن و تلمیذ حضرت مولی یار محمد ملتانی محدث و مدرس لا ثانی در رساله خود می‌نویسد . در فتاوی عقائد المقتدی فی مسائل الهندی در فصل تعظیم علویه آورده:

روی عن محمد بن الحسن الشیبانی وعن أبی یوسف وعن وکیع رحمهم الله تعالی أن أبا حنیفه رضی الله تعالی عنه کان یزور أبدا قبر الإمام محمد الجعفر الصادق رضی الله عنه و یکنس علی بابه ویعطی للمجاورین فتوحا ویطلب الإستعانه منه فی الأمور.

از محمد بن حسن شیبانی و از ابو یوسف (دو شاگرد ابو حنیفه) و از وکیع نقل شده است که ابو حنیفه همیشه قبر  امام صادق را زیارت و دروازه حرم آن حضرت را جارو می‌کرد، به مجاورین آن حضرت هدیه می‌داد و از امام صادق علیه السلام در مشکلات خود کمک می‌گرفت.


ادامه مطلب

 بر اساس باور شیعی، اهل البیت علیهم السلام واسطه فیض بین خداوند و مخلوقات، هستند. از روز اول خلقت تا ابد، هر فیضی از جانب فیاض بی‌همتا و بی‌نهایت، به آفرینش می‌رسد، از طریق اهل البیت علیهم السلام بوده و خواهد بود.


شاید از دیدگاه برخی از مخالفان مکتب شیعی، این مسأله غلو و خرافه به نظر برسد و نتوانند این مطلب هضم کنند؛ اما جالب است بدانید که علما و بزرگان اهل سنت نیز گاهی بر این باور مهر تأیید زده‌اند که در برنامه راه وبیراه در مباحث وساطتت در فیض به برخی از آن‌ها اشاره کرده ایم.

شیخ احمد فاروقی سرهندی، یکی از بزرگان تاریخ اهل سنت که از او با عناوین قطب دوران، مجدد هزاره دوم !!! و … یاد کرده‌اند، در کتاب مکتوبات امام ربانی دقیقا همین باور شیعی را پذیرفته است.

این کتاب توسط عبد المجید مراد زهی خاشی، از اساتید مشهور دار العلوم زاهدان گردآوری شده است ! 
 
از آن جایی که اصل کتاب به زبان فارسی است، بدون هیچ توضیحی عین مطالب ایشان را تقدیم حق جویان و پیروان امیرمؤمنان علیه السلام می‌کنیم :


ادامه مطلب

مقدمه:

مساجد در اسلام از جايگاه والايي برخوردارند و رسول اکرم صلي الله عليه و آله نيز دستورات فراواني درباره مسجدها صادر کرده­اند که نشان دهنده‌ي احترام و اهميت فوق العاده‌ي اين مکان عبادي در نزد ايشان است. به عنوان نمونه آن حضرت مي­فرمايند:

اطفال و ديوانگان (که نظم و احترام مسجد را به هم مي­زنند) به مسجد راه ندهيد. در مسجد صدايتان را بلند نکنيد، خريد و فروش و جدال نکنيد و... .

ر ك: النوري الطبرسي، ميرزا حسين، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 381، تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، 18 جلدي، چاپ اول، بيروت، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، 1408 هـ، باب كراهة البيع والشراء في المسجد، وتمكين الصبيان والمجانين منه، وانفاذ الاحكام، وإقامة الحدود ورفع الصوت فيه ، واللغو والخوض في الباطل، ح3835 / 1 .

القزويني، أبو عبدالله محمد بن يزيد، سنن ابن ماجة، ج 1، ص 247، ح750، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، کتاب المساجد و الجماعة، بَاب ما يكْرَهُ في الْمَسَاجِدِ.

در اين ميان، مسجد نبوي نه تنها از تمامي مساجد بالاتر است؛ بلکه به عقيده‌ي مسلمانان مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله بعد از مسجد الحرام از نظر شرافت در رتبه‌ي دوم قرار دارد و حتي بنا بر نظر بعضي، از مسجد الحرام نيز افضل است و مسجد الحرام در رتبه‌ي دوم قرار دارد؛ چنانچه جزيري شافعي در کتاب الفقه علي المذاهب الأربعة به اين مطلب اشاره مي کند.

ر ک: الجزيري، عبد الرحمن بن محمد عوض (المتوفى: 1360هـ)، الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 264، دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان، الطبعة الثانية، 1424 هـ - 2003 م. متن عبارت: المالكية قالوا: أفضل المساجد المسجد النبوي، ثم المسجد الحرام، ثم المسجد الأقصى وبعد ذلك المساجد كلها سواء. نعم الصلاة في المسجد القريب أفضل لحق الجوار.

از طرفي مشغول شدن به لهو و لعب، از صفاتي است که در قرآن و روايات اسلامي مورد انتقاد قرار گرفته است. تا جايي که خداوند متعال رويگرداني از کارهاي لغو را يکي از صفات مؤمنين شمرده است؛ چنان چه در قرآن کريم مي فرمايد:

وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. سوره­ي مؤمنون، آيه­ي3

اين در حالي است که در برخي از كتابهاي شش گانه اهل سنت كه نزد آنان از اعتبار بسيار زيادي برخوردارند رواياتي را نقل مي كند که به يقين با شأن وجود مقدس رسول مهرباني سازگاري ندارد و موجب توهين به آن وجود پاك مي­شود. در ضمن رواياتي تصريح شده است که نعوذ بالله رسول خدا صلي الله عليه و آله به اتفاق همسرش در مجالس رقص و آواز حاضر مي شد.

بخاري و مسلم در صحيح خود چنين مي نويسند:

حدثني أبو الطَّاهِرِ أخبرنا بن وَهْبٍ أخبرني يونُسُ عن بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَيرِ قال قالت عَائِشَةُ والله لقد رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقُومُ على بَابِ حُجْرَتِي وَالْحَبَشَةُ يلْعَبُونَ بِحِرَابِهِمْ في مَسْجِدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يسْتُرُنِي بِرِدَائِهِ لِكَي أَنْظُرَ إلى لَعِبِهِمْ ثُمَّ يقُومُ من أَجْلِي حتى أَكُونَ أنا التي أَنْصَرِفُ فَاقْدِرُوا قَدْرَ الْجَارِيةِ الْحَدِيثَةِ السِّنِّ حَرِيصَةً على اللَّهْوِ .

عايشه مي­گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديدم در حالي که درب اتاق من ايستاده بود و اهل حبشه در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله با ابزار جنگي خود (دشنه) مي­رقصيدند، پيامبر صلي الله عليه و آله مرا با عبايش پوشاند تا رقص آنان را تماشا کنم و به خاطر من آن قدر ايستاد تا اينکه من بازگشتم (از تماشاي آنان سير شدم)، پس حال دخترکان کم سن و سالي را که به لهو و لعب اشتياق دارد، رعايت کنيد.

مسلم بن حجاج نيشابوري، صحيح مسلم، ج 2، ص 609، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، کتاب صلاة العيدين، بَاب الرُّخْصَةِ في اللَّعِبِ الذي لَا مَعْصِيةَ فيه في أَيامِ الْعِيدِ

محمد بن اسماعيل البخاري، صحيح البخاري، ج 1، ص 173، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، کتاب الصلاة، ابواب المساجد، بَاب أَصْحَابِ الْحِرَابِ في الْمَسْجِدِ .

 


ادامه مطلب

ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش

   با ظهور دعوت محمد بن عبدالوهاب كه بر خلاف عقايد مسلمانان بود، مخالفين اين دعوت در بين اقشار مختلف جامعه به پاخواسته و كار محمد بن عبدالوهاب را بدعتي دانستند كه در درون اسلام به وجود آمده است كه بايد آن را هرچه سريعتر از ريشه سوزاند تا اسلام و دين مردم از آسيب جدي نگاه داشته شوند. مهمترين گروهي كه افكار ، عقايد و كردار محمد بن عبدالوهاب را در جامعه اسلامي به نقد كشيده و با او به مخالفت برخواستند، علماء بودند. از آنجا که علماء نقش اساسي در حفظ دين و عقايد مسلمانان را به عهده دارند، از افكار انحرافي و فعاليتهاي گمراه كنند محمدبن عبدالوهاب غفلت نكرده و تا مي‌توانستند از طرق مختلف علمي، فرهنگي، سياسي برعليه او قيام كردند.

در اين مقاله سعي شده است تا ديدگاه‌هاي علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروان او يعني وهابيت ذکر شود، تا  مشخص شود که وهابيت در بين اهل سنت هيچ جايگاهي نداشته و ندارند و عقايد آنها بر خلافت عقايد اهل سنت مي‌باشد.

ابتداء اقوال علماي اهل سنت را به صورت خلاصه ذکر کرده و در ادامه تفصيل اقوال را به همراه عکس کتابها نقل مي‌کنيم:

1. زيني دحلان: همچنانکه مشايخ محمد بن عبدالوهاب گفته‌‌اند او گمراه مي‌شود و فتنه‌ وهابيان بزرگترين فتنه در اسلام بود.

2. سليمان بن عبدالوهاب: محمد بن عبد الوهاب تمام مسمانان را کافر مي‌دانست  و  او داراي عقايد فاسدي بود.

3. شيخ محمد بن عبدالله بن فيروز حنبلي: در ايجاد نطفه محمد بن عبدالوهاب شيطان شريک بود.

4. شيخ انورشاه کشميري حنفي:  محمد بن عبدالوهاب مردي کودن و بي‌سواد بود.

5. علاّمه ابن عابدين حنفي: پيروان محمد بن عبد الوهاب خوارج زمان ما هستند.

6.خليل احمد سهارنپوري حنفي: محمد بن عبدالوهاب و پيروانش از خوارجند. 

7. نعيم الدين مراد آبادي : محمد ابن عبدالوهاب از عوامل گمراهي مردم در شرق و غرب عالم و از خوارج ملحد بود.

8. شيخ الازهر دکتر احمد طيب: ســلفي ها خوارج زمان هستند.

9.مولوي عبدالرحمان سربازي: وهابيت خوارجي هستند که فقط خود را مسلمان دانسته و ديگران را مسلمان نمي‌دانند.

10. شيح احمد بن محمد بن صديق الغماري: شيطان نجدي(محمد بن عبدالوهاب) مذهبش باطل است.

11. شيخ عبد الله هروي: محمد بن عبدالوهاب با افکار التقاطي خود، بدعت ابن تيميه را زنده کرد.

12. شيخ محمد بن عبد الله نجدي: شعله‌هاي شرارت دعوت محمد بن عبدالوهاب تمام عالم را فرار گرفت.

13. علامه شرواني : پيروان ابن تيميه مشهور به وهابيت، فرقه گمراه هستند .

 

14. محمد عبده: وهابيت گروه متحجر و تنگ‌نظري هستند که به اصول بي‌توجهند.


ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحيم

 

موضوع: تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)

 

توجه: غالب آدرس منابع ذكر شده، از نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام)مي‌باشد.

 

قبل از آغاز سخن، هشتاد و هشتمين سال تخريب حرم مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام) توسط وهابيت را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان و شيفتگان أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) تسليت مي‌گوييم و خدا را به آبروي ائمه مظلوم بقيع (عليهم السلام) سوگند مي‌دهيم هر چه سريع‌تر مقدمات تعجيل فرج حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را فراهم كند كه با آمدن ايشان، بساط ظلم و ستم و كفر جهاني و نفاق در پوشش ايمان بر هم چيده شود و حكومت واحد جهاني و اسلامي مبتني بر قرآن و فرهنگ برخاسته از مباني فكري أهل بيت (عليهم السلام) تأسيس شود و آن روز است كه ما با سربلندي، به وابستگي‌مان به أهل بيت (عليهم السلام) و تعلق‌مان به ائمه (عليهم السلام) افتخار مي‌كنيم.

در جلسه گذشته، مطالبي را از بيانات مراجع عظام تقليد در رابطه با وهابيت عرض كرديم كه فرمودند:

وهابيت مولود كفر و يهود است و هدف تأسيس فرقه وهابيت، مبارزه با اسلام و قرآن و أهل بيت (عليهم السلام) است و چه بسا اينها روزي خانه خدا را همانند ابرهه نشان خواهند گرفت.

در تبيين سخنان مراجع عظام تقليد، ما خلاصه‌اي از عملكرد وهابيت را در مقايسه با دودمان بني أميه در برخورد با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و مخالفت با آن بزرگوار و مخالفت با ائمه (عليهم السلام)، أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) بيان كرديم و مقايسه‌اي كرديم عملكرد شوم شجره ملعونه قرآن، بني أميه را با عملكرد وهابيت و چند ورقي از كارنامه سياه وهابيت را براي شما عزيزان و بينندگان گرامي شبكه جهاني ولايت كه اينك در سراسر جهان از آمريكا، كانادا، اروپا و آسيا شاهد اين برنامه هستند، بيان كرديم. بعد از برنامه هم، دوستان از داخل و خارج، توسط تلفن و پيامك و ايميل، اظهار تشكر مي‌كردند و بعضي از عزيزان هم مي‌گفتند:

اي كاش اين بحث‌ها در ديگر دانشگاه‌هاي كشور هم اجرا و پياده شود و اين صدا و اين ندا از مركز علمي و از دانشكده و از دانشگاه برخيزد و عزيزان دانشجوي ما و اساتيد دانشگاه و ديگر افرادي كه در عرصه فرهنگي تلاش مي‌كنند، با مباني فكري و كارنامه سياه عملي وهابيت آشنا شوند.

من امشب عرائضم را در 2 بخش تقديم شما عزيزان مي‌كنم؛ بخش اول، دنباله بحث گذشته، نگاهي به كارنامه سياه وهابيت است و بخش دوم، عملكرد وهابيت در تخريب بقيع و أدله شيعه بر مشروعيت حرم‌سازي و بناي بر قبور ائمه طاهرين (عليهم السلام) و گنبد و بارگاه ساختن براي آنان از قرآن و سنت است.

 

 


ادامه مطلب

توضيح سؤال:

شبهه فوق كه توسط ابن تيميه مطرح گرديده، در صدد است تا اين مطلب را القاء كند كه آيه اكمال و ابلاغ در غدير خم نازل نشده است؛ بلكه آيه اكمال روز نهم ذي الحجه و در عرفات نازل شده و آيه ابلاغ نيز مدت‌ها قبل از حجه الوداع نازل شده است. و اگر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در صدد بودند تا‌ امير المؤمنين عليه السّلام را به خلافت بعد از خود معرفي كند مي‌توانستند در جايي كه جمعيتي بيش‌تر حضور دارند مثل شهر مكه و يا صحراي عرفات، به اين كار مبادرت ورزند. پس در نتيجه آن‌چه در غدير اتفاق افتاد آن‌چيزي نيست كه شيعه ادّعاي آن را دارد.‌

اصل شبهه ابن تيميه

اصل شبهه ابن تيميه به شرح زير است:

قال الرافضي: الخبر المتواتر عن النبي (ص): أنه لما نزل قوله تعالى: (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك من ربك). المائدة: 67. خطب الناس في غدير خُم ...

 والجواب: أن هذا الجواب كذب، وأن قوله: (بلغ ما أنزل اليك من ربك)، المائدة: 67.  ربك نزل قبل حجة (الوداع) بمدة طويلة ...

ومما يبين ذلك أن آخر المائدة نزولاً قوله تعالى: (اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي). المائدة :3. وهذه الآية نزلت بعرفة تاسع ذي الحجة في حجة الوداع، والنبي (ص) واقف بعرفة، ...

فمن قال: إن المائدة نزل فيها شي‏ء بغدير خم فهو كاذب مفترٍ باتفاق أهل العلم.

وهذا مما يبيّن أن الذي جرى يوم الغدير لم يكن مما أُمر بتبليغه، كالذي بلَّغه في حجة الوداع؛ فإن كثيراً من الذين حجُّوا معه - أو أكثرهم - لم يرجعوا معه إلى المدينة، بل رجع أهل مكة إلى مكة، وأهل الطائف إلى الطائف، وأهل اليمن إلى اليمن، وأهل البوادي القريبة من ذاك إلى بواديهم. وإنما رجع [معه‏] أهل المدينة ومن كان قريباً منها ...

رافضي (علامه حلّي) مي‌گويد: روايت متواتر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم وارد شده كه هنگامي كه اين آيه (آيه ابلاغ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در غدير خم براي مردم خطبه خواند ....

جواب او اين مي‌شود كه اين مطلب دروغي بيش نيست و آيه ابلاغ مدتي قبل از حجه الوداع نازل شده است.

و از قرايني كه اين مطلب را تبيين مي‌كند آيه اكمال است كه در نهم ذي حجه در حجه‌الوداع در حال وقوف پيامبر در عرفات نازل گرديد. و هر كس بگويد آيه‌اي از سوره مائده در غدير خم نازل شده دروغ‌گوست و افتراء وارد كرده است ...

و از مطالب ديگري كه بيان مي‌كند كه آن‌چه در غدير خم اتفاق افتاد چيزي نبود كه پيامبر مأمور به تبليغ آن باشد اين است كه بسياري از مردم كه به همراه پيامبر به حج رفته بودند به مدينه باز نمي‌گشتند؛ بلكه بعضي كه اهل شهر مكه بودند در همان شهر مي‌ماندند و بعضي كه اهل طائف بودند مستقيما به طائف مي‌رفتند و بعضي ديگر كه اهل يمن بوده به يمن مي‌رفتند. [وهيچ‌كدام مسير‌شان از غدير خم نمي‌گذشت تا شاهد ابلاغ از جانب رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم باشند.] 

پس اگر حضرت قصد اين مي‌داشتند كه در روز غدير امامت علي را اعلام كنند بايد آن را در حجه‌الوداع ابلاغ مي‌كردند. پس حال كه حضرت اين‌گونه نكردند و سخني كه مربوط به امامت علي بشود نفرمودند و هيچ كس نيز در اين رابطه روايتي نه ضعيف و نه صحيح نقل نكرده است و حتي آن حضرت در خطبه خود نامي از علي هم به زبان نياوردند در حالي كه اين مجمعي عمومي بود كه همه حاجيان در آن حضور داشتند پس معلوم مي‌شود كه حضرت مأموور به ابلاغ امامت علي نبوده‌اند.

 

منهاج السنه النبويه، ج 7، ص 315 تا 317.


ادامه مطلب

سنن ابي داود ص730 حديث 4084
کِتَاب اللِّبَاسِ بَاب مَا جَاءَ فِي إِسْبَالِ الْإِزَارِ
با تصحيح آلباني

حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ أَبِي غِفَارٍ حَدَّثَنَا أَبُو تَمِيمَةَ الْهُجَيْمِيُّ وَأَبُو تَمِيمَةَ اسْمُهُ طَرِيفُ بْنُ مُجَالِدٍ عَنْ أَبِي جُرَيٍّ جَابِرِ بْنِ سُلَيْمٍ قَالَ رَأَيْتُ رَجُلًا يَصْدُرُ النَّاسُ عَنْ رَأْيِهِ لَا يَقُولُ شَيْئًا إِلَّا صَدَرُوا عَنْهُ قُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْتُ عَلَيْکَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ قَالَ لَا تَقُلْ عَلَيْکَ السَّلَامُ فَإِنَّ عَلَيْکَ السَّلَامُ تَحِيَّةُ الْمَيِّتِ قُلْ السَّلَامُ عَلَيْکَ قَالَ قُلْتُ أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ الَّذِي إِذَا أَصَابَکَ ضُرٌّ فَدَعَوْتَهُ کَشَفَهُ عَنْکَ وَإِنْ أَصَابَکَ عَامُ سَنَةٍ فَدَعَوْتَهُ أَنْبَتَهَا لَکَ وَإِذَا کُنْتَ بِأَرْضٍ قَفْرَاءَ أَوْ فَلَاةٍ فَضَلَّتْ رَاحِلَتُکَ فَدَعَوْتَهُ رَدَّهَا عَلَيْکَ
جابر بن سليم مي گويد: به شهر مدينه وارد شدم شخصي را ديدم که مردم گفتار و نظرات او را گوش کرده و از او فرا مي گيرند و هيچ کلامي از او صادر نمي شود مگر اينکه آن را ضبط مي کردند. گفتم: اين شخص کيست؟ گفتند: رسول خدا (ص) است. مي گويد: گفتم: عليک السلام يا رسول الله و اين تحيت را دوبار تکرار کردم.
آن حضرت فرمود: اين گونه سلام نکن زيرا اين تحيت مردگان است. بگو: السلام عليک. گفتم: تو رسول خدايي؟ فرمود: من فرستاده ي الهي ام. همان کسي که اگر ضرر و صدمه اي به تو رسد و او را بخواني آن را بر طرف مي کند و اگر قحطي نازل شود به او توسل بجويي گياهان را خواهد رويانيد و اگر در بيابان خشک قرار گرفتي و شتر سواري خود را کم کرده باشي و از او درخواست کمک کني آن را به تو باز مي گرداند.


ادامه مطلب

اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم

يكي از خصلت‌هاي بارز ابن تيميه ، مخالفت و دشمني علني با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و به ويژه با امير المؤمنين عليه السلام است . وي در موارد بسياري به امير المؤمنين ، حضرت زهرا و ساير اهل بيت جسارت كرده است كه بنده به چند مورد اشاره مي‌كنم ؛ البته قبل از ورود به بحث‌ ، بايد معنا و حكم « ناصبي » را از ديدگاه اهل سنت روشن كرد تا معلوم شود كه آيا مي‌توان به ابن تيميه ناصبي گفت يا خير .

زبيدي در تاج العروس مي‌نويسد :

النواصب ، والناصبية ، وأهل النصب : وهم المتدينون ببغضة سيدنا أمير المؤمنين ويعسوب المسلمين أبي الحسن علي بن أبي طالب ، رضي الله تعالى عنه وكرم وجهه ؛ لأنهم نصبوا له ، أي : عادوه .

تاج العروس ،‌ ج2 ،‌ ص436 ، ماده «نصب» .

نواصب و ناصبية و اهل نصب : ايشان کساني هستند که دين خود را بر دشمني سرور ما امير مومنان و پادشاه مسلمانان ابو الحسن علي بن ابي طالب رضي الله عنه وکرم الله وجهه است ؛ زيرا ايشان نسبت به وي نصب دارند ؛ يعني با وي دشمني دارند.

و ابن حجر عسقلاني مي‌نويسد :

والنصب، بغض علي وتقديم غيره عليه .

مقدمة فتح الباري ، ص460 .

نصب بغض علي است و مقدم کردن غير او( معاويه) بر او .

و حسن بن فرحان مالكي ، از علماي عربستان مي‌نويسد :

النصب فهو كل انحراف عن على واهل البيت سواء بلعنه أو تفسيقه ، كما كان يفعل بعض بنى أمية أو بالتقليل من فضائله كما يفعل محبّوهم أو تضعيف الأحاديث الصحيحة في فضله أو عدم تصويبه في حروبه أو التشكيك فى شرعيّة خلافته وبيعته أو المبالغة فى مدح خصومه ، فهذا وأمثاله هو النصب .

نحو إنقاذ التاريخ الإسلامي ، ص 298، الناشر مؤسسة اليمامة الصحفيّة ، الاردن ، ط . 1418 هجرية .

 

نصب عبارت از هرگونه انحرافي از علي و اهل بيت است ؛ و فرقي ندارد با لعن کردن ايشان باشد يا با فاسق دانستن ايشان - همان کاري که عده اي از بني اميه انجام مي دادند – و يا با کوچک کردن فضائل ايشان – همان کاري که دوست داران ايشان (بني اميه) انجام مي دهند – يا تضعيف کردن روايات صحيح كه در مدح آنان وارد شده  ويا اعتقاد اينکه علي در جنگ ها (جنگ جمل، صفين و نهروان) اشتباه کرده است  يا شک کردن در مشروعيت خلافت امير مومنان و بيعت با آن حضرت  و يا مبالغه کردن در مدح دشمنان ايشان ، پس اين موارد و مشابه آنها ، نصب محسوب مي شود


ادامه مطلب

دکتر عصام العماد، شيعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع) و فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و اکنون به مذهب تشيع گرويده است، در گفت‌وگوي تفصيلي به تشريح شکل‌گيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.


ادامه مطلب

قريب يکصد و هفتادسال قبل ايران سرزمين پاکان شاهد  ادعاي دروغين وبي اساس  يکي ديگر از مکذّبين و سوءاستفاده کنندگان از احساسات و عواطف بسيط جامعه بشري بود.در کتاب «ديد»از کتب مقدس هندوان آمده:«در آخر الزمان ملکي ظهور خواهد کرد که پيشواي مردم و مقتداي آنها خواهد بود و نامش منــــصــور است وبر تمام اهل عالم چيره خواهد شد وتمام انسانهاي مؤمن و کافر را مي شناسد.»(بشارات العهدين ص245) وما نيز با اين نام حضرت را در دعاي زيارت عاشوراءمي ناميم.


ادامه مطلب

درباره ما

ظهور و مهدویت
خدايا اين دستهاي منه هموني که هميشه بطرفت درازه و اين هم سري که جلوي همه خم شده ولي افسوس از يکبار طاعتِ با صداقت براي اطاعت خدايا … اين منم … اشرف مخلوقاتت … جانشين تو بر روي زمين … هموني که وقتي منو آفريدي خودت رو احسن الخالقين ناميدي خدايا من دارم به خودم مي بازم خدايا دستم رو بگير دست کسي رو که اميدي به طاعت ناچيز و ريايي خودش نداره …

نظرسنجی

بهترین مطالب از نظر شما





نظر تون در مورد مطالب وبلاگ چیه